بیماریهای منجر به بازنشستگی؛ شرایط، مدارک و راهنمای دریافت
بیماریهای منجر به بازنشستگی؛ شرایط، مدارک و راهنمای دریافت
بیماری شدید همیشه به بازنشستگی منتهی نمیشود. ممکن است دو نفر هر دو به اماس، سرطان، بیماری قلبی یا نارسایی کلیه مبتلا باشند، اما فقط یکی از آنها شرایط دریافت مستمری ازکارافتادگی را داشته باشد. تفاوت اصلی در اسم بیماری نیست؛ در میزان اثری است که بیماری بر توان واقعی فرد برای کار گذاشته است.
در قانون تامین اجتماعی نیز فهرستی وجود ندارد که صرف ابتلا به یکی از بیماریهای آن، بازنشستگی را قطعی کند. معیار اصلی «درجه کاهش قدرت کار» است. طبق ماده 70 قانون تامین اجتماعی، اگر کاهش قدرت کار بیمهشده 66 درصد یا بیشتر تشخیص داده شود، فرد ازکارافتاده کلی شناخته میشود. این تشخیص را کمیسیونهای پزشکی موضوع ماده 91 انجام میدهند.
بنابراین وقتی درباره بیماریهای منجر به بازنشستگی صحبت میکنیم، منظور بیماریهایی است که در صورت شدت کافی، باقیماندن عوارض پس از درمان و ایجاد محدودیت جدی در توان اشتغال میتوانند فرد را وارد مسیر بررسی ازکارافتادگی کنند. برای دریافت مستمری، علاوه بر وضعیت پزشکی، در برخی پروندهها سابقه بیمه نیز باید شرایط مشخص قانونی را داشته باشد.
بیماریهای منجر به بازنشستگی در یک نگاه
نام بیماری بهتنهایی باعث بازنشستگی نمیشود. برای ازکارافتادگی کلی، کمیسیون پزشکی تامین اجتماعی باید کاهش قدرت کار بیمهشده را 66 درصد یا بیشتر تشخیص دهد. در بیماریهای غیرناشی از کار، سابقه بیمه نیز اهمیت دارد؛ بنابراین بیماری، شدت عوارض، مدارک پزشکی، درصد ازکارافتادگی و وضعیت سابقه بیمه باید در کنار هم بررسی شوند.
بیماریهای منجر به بازنشستگی دقیقاً به چه معناست؟
عبارت «بازنشستگی به علت بیماری» بین کاربران رایج است، اما در مقررات تامین اجتماعی معمولاً بحث اصلی ازکارافتادگی است.
بازنشستگی عادی با رسیدن فرد به شرایط مربوط به سن و سابقه بیمه ارتباط دارد. در مقابل، مستمری ازکارافتادگی زمانی مطرح میشود که بیماری یا حادثه توان کار فرد را به اندازهای کاهش داده باشد که شرایط قانونی ازکارافتادگی ایجاد شود.
ماده 70 قانون تامین اجتماعی نیز به همین موضوع پرداخته است. این ماده درباره بیمهشدهای صحبت میکند که پس از درمان و خدمات توانبخشی، طبق نظر کمیسیون پزشکی تمام یا بخشی از توانایی کار خود را از دست داده باشد. اگر میزان کاهش قدرت کار 66 درصد یا بیشتر باشد، ازکارافتادگی کلی مطرح میشود.
پس اصطلاح بیماریهای منجر به بازنشستگی را نباید اینطور تفسیر کرد که مثلاً «سرطان = بازنشستگی» یا «اماس = بازنشستگی». در هر پرونده باید دید بیماری تا چه اندازه عملکرد فرد را محدود کرده و نتیجه درمان چه بوده است.
این نکته مهم است، چون بعضی بیماریها طیف بسیار گستردهای دارند. یک فرد ممکن است با درمان مناسب سالها بتواند به کار خود ادامه دهد، در حالی که فرد دیگری با همان تشخیص پزشکی دچار عوارض شدید و ماندگار شود.
آیا لیست قطعی بیماریهای منجر به بازنشستگی وجود دارد؟
یکی از عبارتهایی که زیاد جستوجو میشود، لیست بیماریهای منجر به بازنشستگی یا «لیست بیماریهای ازکارافتادگی تامین اجتماعی» است.
چنین فهرستی اگر به شکل «ابتلا = بازنشستگی قطعی» ارائه شود، گمراهکننده است.
ماده 91 قانون تامین اجتماعی تعیین میزان ازکارافتادگی جسمی و روحی را بر عهده کمیسیونهای پزشکی بدوی و تجدیدنظر قرار داده و رسیدگی را به جدول میزان ازکارافتادگی مرتبط کرده است. در منابع تخصصی مرتبط با جداول ازکارافتادگی نیز معیار، درجه کاهش قدرت کار دائمی ناشی از بیماری یا عوارض حادثه پس از درمان و توانبخشی معرفی شده است.
یعنی جدول پزشکی برای ارزیابی شدت اختلال استفاده میشود، نه اینکه یک فهرست ساده از اسامی بیماریها باشد که کنار هرکدام نوشته شده باشد «بازنشسته میشود».
برای مثال، فردی که دیسک کمر دارد ولی بدون محدودیت جدی کار میکند با فردی که به دلیل ضایعه شدید ستون فقرات دچار نقص عصبی و محدودیت ماندگار حرکت شده است، وضعیت یکسانی ندارد.
همین قاعده درباره بیماریهای قلبی، سرطان، اماس، پارکینسون، بیماریهای روانپزشکی و سایر بیماریهای مزمن نیز برقرار است.
اسم بیماری کافی نیست
هنگام بررسی شرایط بازنشستگی با بیماری، بهجای اینکه فقط دنبال نام بیماری در یک فهرست باشید، باید مشخص شود بیماری چه عارضه ماندگاری ایجاد کرده، چه مقدار توان کار را کاهش داده و کمیسیون پزشکی چه درصدی برای کاهش قدرت کار تعیین میکند.
چه بیماریهایی ممکن است به ازکارافتادگی و دریافت مستمری منجر شوند؟
بیماریهایی که میتوانند وارد فرآیند بررسی ازکارافتادگی شوند بسیار متنوعاند. وضعیت هر پرونده نیز باید بهصورت فردی بررسی شود. بنابراین گروههای زیر را باید نمونه بیماریهای قابل بررسی دانست، نه فهرست تضمینشده بازنشستگی. ارزیابی نهایی بر اساس جداول ازکارافتادگی و رای کمیسیون پزشکی انجام میشود.
بیماریهای مغز و اعصاب
بیماریهای عصبی زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکنند که حرکت، تعادل، قدرت اندام، بینایی، هوشیاری یا توان انجام فعالیتهای روزمره را بهصورت پایدار مختل کرده باشند.
اماس یکی از نمونههای شناختهشده است. صرف تشخیص اماس برای دریافت مستمری کافی نیست. فردی ممکن است با درمان توانایی کار خود را حفظ کند، اما در فرد دیگری ضعف اندام، اختلال تعادل، کاهش بینایی یا سایر عوارض به اندازهای شدید باشد که امکان ادامه شغل سابق را به شکل جدی محدود کند.
پارکینسون پیشرفته، عوارض ماندگار سکته مغزی، بعضی ضایعات نخاعی، بیماریهای تحلیلبرنده عصبی و برخی موارد شدید و مقاوم بیماریهای تشنجی نیز میتوانند بسته به شدت عارضه وارد ارزیابی کمیسیون شوند.
در این پروندهها فقط گزارش تشخیص مهم نیست. سابقه درمان، MRI یا سایر تصویربرداریها، گزارش متخصص مغز و اعصاب و توضیح روشن درباره محدودیت عملکردی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
بیماریهای قلبی و عروقی
بیماری قلبی نیز همیشه به بازنشستگی ازکارافتادگی منجر نمیشود.
ممکن است فردی جراحی قلب انجام داده یا سابقه سکته قلبی داشته باشد، اما بعد از درمان توانایی فعالیت مناسبی پیدا کند. در مقابل، نارسایی شدید و پایدار قلب، کاهش جدی ظرفیت فعالیت یا بعضی عوارض مقاوم میتوانند توان اشتغال را به شکل قابلتوجهی کاهش دهند.
بنابراین در پرونده قلبی، نتیجه بررسی فقط بر اساس عنوان بیماری یا سابقه عمل جراحی تعیین نمیشود. وضعیت فعلی فرد و میزان محدودیت او اهمیت دارد.
گزارش متخصص قلب، اکوکاردیوگرافی، سوابق بستری و سایر بررسیهای تخصصی باید بتوانند وضعیت واقعی بیمار را نشان دهند.
سرطانها و بیماریهای بدخیم
سرطان از بیماریهایی است که ممکن است در مراحل پیشرفته یا در صورت باقیماندن عوارض جدی، زمینه بررسی ازکارافتادگی را ایجاد کند.
اما باز هم نتیجه برای همه بیماران یکسان نیست.
نوع سرطان، مرحله بیماری، درمان انجامشده، جراحی، شیمیدرمانی، پرتودرمانی، عوارض درمان و وضعیت بیمار بعد از پایان یا ادامه درمان باید کنار هم دیده شوند.
ممکن است بیماری بعد از درمان کنترل شود و شخص دوباره توانایی کار پیدا کند. در پروندهای دیگر ممکن است خود بیماری یا عوارض ماندگار درمان، توان فرد را بهشدت کاهش دهد.
برای این گروه، پاتولوژی، گزارش انکولوژیست، تصویربرداریها، خلاصه بستری و سوابق درمانی از مهمترین بخشهای پرونده پزشکی هستند.
نارسایی کلیه و دیالیز
نارسایی مزمن کلیه در مراحل شدید ممکن است روی انرژی، تحمل فعالیت و برنامه روزانه فرد تاثیر جدی بگذارد.
بیماری که باید بهطور منظم دیالیز شود ممکن است علاوه بر زمان موردنیاز برای درمان، با خستگی و عوارض بیماری یا بیماریهای همراه نیز روبهرو باشد.
با این حال، نمیتوان گفت هر شخص تحت دیالیز بدون بررسی وضعیتش ازکارافتاده کلی شناخته میشود.
کمیسیون شرایط واقعی فرد، عوارض موجود و مدارک تخصصی را بررسی میکند.
در بیماران پیوندی نیز فقط انجام پیوند ملاک نیست. عملکرد عضو، عوارض بعدی و وضعیت جسمی فرد اهمیت دارد.
بیماریهای شدید ریوی و تنفسی
برخی بیماریهای مزمن ریه میتوانند باعث کاهش شدید تحمل فعالیت شوند.
اگر فرد با فعالیت معمول روزانه دچار تنگی نفس شدید شود یا عملکرد ریه به شکل قابلتوجه و پایدار کاهش پیدا کند، موضوع ازکارافتادگی میتواند مطرح شود.
در چنین پروندهای، گزارش متخصص ریه و تستهای عملکرد تنفسی اهمیت دارند.
باز هم نکته همان است: بیماری باید از نظر میزان اثری که روی کارکرد فرد گذاشته بررسی شود.
بیماریهای اسکلتی، عضلانی و ستون فقرات
دیسک کمر، آرتروز، مشکلات زانو و درد ستون فقرات بسیار شایعاند. همین شایعبودن باعث شده پرسش «آیا با دیسک کمر میتوان بازنشسته شد؟» زیاد مطرح شود.
پاسخ وابسته به شدت بیماری است.
وجود یک MRI که دیسک را نشان میدهد، بهتنهایی اثباتکننده ازکارافتادگی کلی نیست. باید دید آیا فرد دچار ضعف اندام، محدودیت جدی حرکت، آسیب عصبی، درد مقاوم یا سایر عوارضی شده که توان کار او را بهطور اساسی کاهش دادهاند یا خیر.
در پروندههای ستون فقرات، گزارش متخصص، معاینات عصبی، تصویربرداریها، سابقه جراحی و وضعیت فعلی بیمار باید کنار هم قرار بگیرند.
بیماریهای شدید روانپزشکی
ازکارافتادگی فقط جسمی نیست. ماده 91 قانون تامین اجتماعی صراحتاً تعیین میزان ازکارافتادگی جسمی و روحی را در صلاحیت کمیسیونهای پزشکی قرار داده است.
بنابراین برخی اختلالات شدید و مزمن روانپزشکی نیز در صورت ایجاد اختلال جدی و پایدار در توان انجام کار میتوانند مورد بررسی قرار گیرند.
در چنین پروندههایی اهمیت سابقه درمان حتی بیشتر است. یک مراجعه کوتاه یا یک نسخه دارویی بهتنهایی تصویر کاملی از شدت اختلال ارائه نمیکند.
سوابق مستمر روانپزشکی، بستریهای احتمالی، داروها، پاسخ به درمان و میزان اختلال عملکرد باید مشخص باشند.
کاهش شدید بینایی یا شنوایی
مشکلات شدید و غیرقابل اصلاح بینایی یا شنوایی نیز میتوانند بسته به میزان اختلال و نوع توانایی ازدسترفته در ارزیابی ازکارافتادگی مطرح شوند.
در اینجا هم صرف داشتن عینک، سمعک یا یک تشخیص پزشکی کافی نیست.
میزان عملکرد باقیمانده و گزارش تخصصی تعیینکنندهتر است.
بیماریهای خودایمنی، خونی و چندسیستمی
بعضی بیماریهای خودایمنی و خونی ممکن است چند عضو بدن را همزمان درگیر کنند و در موارد شدید باعث محدودیت پایدار شوند.
لوپوس شدید، برخی واسکولیتها، بیماریهای خونی مزمن و بیماریهایی که چند سیستم بدن را تحت تاثیر قرار میدهند ممکن است بسته به عوارض ایجادشده نیازمند بررسی ازکارافتادگی باشند.
در این پروندهها بهتر است مدارک متخصصان مختلف به شکل منظم کنار هم قرار گیرند تا تصویر بیماری پراکنده و مبهم نباشد.
| گروه بیماری | آنچه در پرونده اهمیت دارد | نمونه مدارک مهم |
|---|---|---|
| مغز و اعصاب | اختلال حرکت، تعادل، قدرت اندام و عملکرد روزانه | گزارش متخصص، MRI و سوابق درمان |
| قلبی | شدت بیماری و محدودیت فعالیت | اکو، گزارش متخصص و سوابق بستری |
| سرطان | مرحله بیماری، درمان و عوارض ماندگار | پاتولوژی، تصویربرداری و گزارش انکولوژی |
| کلیوی | شدت نارسایی، دیالیز و عوارض همراه | گزارش نفرولوژی و سوابق درمان |
| اسکلتی و ستون فقرات | محدودیت حرکت و اختلال عصبی یا عملکردی | MRI، گزارش ارتوپدی یا جراحی اعصاب |
| روانپزشکی | شدت و استمرار اختلال در عملکرد | سوابق درمان، بستری و گزارش روانپزشک |
| تنفسی | کاهش عملکرد ریه و تحمل فعالیت | تستهای ریوی و گزارش متخصص |
شرط اصلی بازنشستگی به علت بیماری؛ چرا عدد 66 درصد مهم است؟
برای ازکارافتادگی کلی، عدد کلیدی در قانون تامین اجتماعی 66 درصد است.
ماده 70 میگوید اگر درجه کاهش قدرت کار بیمهشده 66 درصد یا بیشتر باشد، ازکارافتاده کلی شناخته میشود. همین ماده وضعیتهای پایینتر را نیز مشخص کرده است، اما ازکارافتادگی جزئی و غرامت نقص مقطوع در محدودههای 33 تا 66 درصد و 10 تا 33 درصد به ناشی از کار بودن حادثه وابستهاند.
این نکته جلوی یک برداشت اشتباه را میگیرد.
گاهی گفته میشود «اگر کسی 40 درصد ازکارافتادگی بگیرد، مستمری ازکارافتادگی جزئی دریافت میکند.» این جمله برای بیماری یا حادثه غیرناشی از کار بهطور عمومی صحیح نیست. مقررات ازکارافتادگی جزئی در ماده 70 و ماده 73 به موارد ناشی از کار مربوط است.
در بیماری غیرناشی از کار، برای مستمری ازکارافتادگی کلی همان حد 66 درصد اهمیت اصلی را دارد.
| درجه کاهش قدرت کار | وضعیت | نکته قانونی |
|---|---|---|
| 66 درصد و بیشتر | ازکارافتادگی کلی | میتواند در بیماری یا حادثه، با احراز سایر شرایط، مطرح شود |
| 33 تا کمتر از 66 درصد | ازکارافتادگی جزئی | در قانون تامین اجتماعی برای موارد ناشی از کار پیشبینی شده است |
| 10 تا کمتر از 33 درصد | غرامت نقص مقطوع | برای موارد ناشی از کار پیشبینی شده است |
آیا فقط گرفتن 66 درصد برای دریافت مستمری کافی است؟
در همه پروندهها نه.
اگر ازکارافتادگی ناشی از حادثه کار یا بیماری حرفهای باشد، ماده 71 وضعیت خاصی ایجاد میکند. بیمهشدهای که بر اثر حادثه ناشی از کار یا بیماری حرفهای ازکارافتاده کلی شناخته شود، بدون درنظرگرفتن مدت پرداخت حق بیمه، استحقاق دریافت مستمری ازکارافتادگی ناشی از کار را دارد.
اما اگر بیماری غیرناشی از کار باشد، ماده 75 شرط سابقه بیمه را مطرح کرده است.
در این حالت، بیمهشده باید در ده سال قبل از وقوع حادثه غیرناشی از کار یا ابتلا به بیماری، حداقل سابقه پرداخت حق بیمه معادل یک سال را داشته باشد و این سابقه باید شامل حداقل 90 روز حق بیمه در یک سال قبل از وقوع حادثه یا بیماری منجر به ازکارافتادگی باشد.
پس در پرونده بیماری غیرناشی از کار، سه موضوع را باید کنار هم دید:
بیماری باید به حد لازم از نظر کاهش قدرت کار رسیده باشد؛ کمیسیون پزشکی باید ازکارافتادگی کلی را تایید کند؛ و سابقه بیمه نیز باید با شرایط ماده 75 تطبیق داشته باشد.
شرط سابقه بیمه را قبل از تشکیل پرونده بررسی کنید
در ازکارافتادگی کلی غیرناشی از کار، داشتن بیماری شدید و حتی رای پزشکی بهتنهایی تمام ماجرا نیست. حداقل یک سال سابقه حق بیمه در ده سال قبل لازم است و این سابقه باید حداقل 90 روز بیمهپردازی در یک سال قبل از بیماری یا حادثه منجر به ازکارافتادگی را دربر بگیرد.

فرق بیماری حرفهای با بیماری غیرناشی از کار چیست؟
این تفاوت مستقیماً روی شرایط دریافت مستمری اثر میگذارد.
بیماری غیرناشی از کار بیماریای است که منشا آن ارتباط قانونی لازم با شرایط شغلی فرد ندارد. در چنین پروندهای، شرایط سابقه بیمه ماده 75 اهمیت پیدا میکند.
در مقابل، اگر بیماری به عنوان بیماری حرفهای و مرتبط با کار احراز شود و فرد در اثر آن ازکارافتاده کلی شناخته شود، ماده 71 شرط حداقل مدت پرداخت بیمه را برای مستمری ناشی از کار مقرر نکرده است.
البته هر بیماریای که فرد هنگام اشتغال به آن مبتلا شده، بیماری حرفهای محسوب نمیشود.
اینکه شخص هنگام کار دچار کمردرد، بیماری قلبی یا مشکل تنفسی شده باشد بهتنهایی ارتباط بیماری با شغل را ثابت نمیکند. منشا بیماری و ارتباط آن با عوامل شغلی باید در مسیر مربوط احراز شود.
برای مقاله حاضر همین تفاوت کافی است؛ جزئیات اثبات بیماری حرفهای یا مقررات مشاغل سخت و زیانآور موضوعات مستقلاند و واردشدن مفصل به آنها مقاله را از بحث اصلی بیماریهای منجر به بازنشستگی دور میکند.
کمیسیون پزشکی تامین اجتماعی چه کاری انجام میدهد؟
یکی از مهمترین اشتباهات این است که فرد تصور کند اگر پزشک متخصص او نوشته «قادر به کار نیست»، دریافت مستمری قطعی شده است.
نظر پزشک معالج برای پرونده بسیار مهم است، اما مرجع قانونی تعیین میزان ازکارافتادگی، پزشک شخصی بیمار نیست.
ماده 91 قانون تامین اجتماعی تشکیل کمیسیونهای پزشکی بدوی و تجدیدنظر را برای تعیین میزان ازکارافتادگی جسمی و روحی بیمهشدگان پیشبینی کرده است. رسیدگی نیز بر اساس جدول میزان ازکارافتادگی انجام میشود.
پس گزارش پزشک متخصص بخشی از مستندات پرونده است؛ رای نهایی درباره درصد ازکارافتادگی در مسیر کمیسیون پزشکی صادر میشود.
این تفاوت را باید از ابتدا دانست، چون باعث میشود فرد بهجای تمرکز روی گرفتن یک جمله خاص از پزشک، روی کاملکردن مدارکی کار کند که روند بیماری و محدودیت واقعی او را نشان میدهند.
کمیسیون پزشکی فقط اسم بیماری را بررسی میکند؟
خیر.
منطق ارزیابی ازکارافتادگی بر «کاهش قدرت کار» استوار است. جداول ازکارافتادگی نیز برای سنجش درجه کاهش قدرت کار دائمی ناشی از بیماریهای غیرقابل علاج یا عوارض باقیمانده بعد از درمان و توانبخشی استفاده میشوند.
برای همین ممکن است پرونده دو بیمار با یک تشخیص، نتیجه یکسانی نداشته باشد.
فرض کنیم دو نفر هر دو بیماری قلبی دارند. یکی بعد از درمان میتواند فعالیت معمول خود را انجام دهد و دیگری با فعالیت محدود هم دچار مشکلات جدی میشود.
یا دو نفر هر دو دیسک کمر دارند، اما فقط یکی دچار نقص عصبی ماندگار و محدودیت شدید حرکت شده است.
در پرونده ازکارافتادگی، تفاوت همینجاست.
بیماری باید از روی عملکرد واقعی فرد دیده شود، نه فقط نامی که در بالای برگه پزشک نوشته شده است.
مدارک لازم برای بازنشستگی به علت بیماری
مدارک پزشکی بازنشستگی در پروندههای ازکارافتادگی باید بتوانند روند بیماری را بهصورت روشن نشان دهند؛ یعنی مشخص باشد بیماری از چه زمانی شروع شده، چه درمانهایی انجام شده و بعد از درمان چه محدودیتی در توان کار فرد باقی مانده است.
یک پوشه پر از برگههای پراکنده الزاماً پرونده قویتری نیست.
برای مثال، اگر فرد چند سال است بیماری عصبی دارد، آخرین MRI بدون گزارش متخصص و بدون سوابق قبلی شاید تصویر کاملی از روند بیماری ندهد.
در مقابل، پروندهای که گزارش اولیه، درمان، تصویربرداریهای مهم و آخرین وضعیت بیمار را به ترتیب زمانی نشان میدهد، قابل فهمتر است.
مدارک دقیق با توجه به نوع بیماری متفاوتاند. در یک پرونده سرطان، پاتولوژی اهمیت زیادی دارد. در بیماری قلبی، اکو و گزارش متخصص مطرح است. در بیماری ستون فقرات، MRI و معاینات عصبی مهمتر میشوند. در بیماری روانپزشکی، استمرار درمان و سوابق مراجعه نقش پررنگی دارند.
| نوع مدرک | نمونه | کاربرد |
|---|---|---|
| گزارش پزشک متخصص | شرح تشخیص، درمان و وضعیت فعلی | نشان دادن شدت و روند بیماری |
| مدارک پاراکلینیکی | MRI، CT، اکو، آزمایش، تست ریه و... | مستندسازی یافتههای پزشکی |
| سوابق بستری و جراحی | خلاصه پرونده و شرح عمل | نشان دادن درمانهای مهم انجامشده |
| سوابق درمان طولانیمدت | نسخهها، درمانهای دورهای و توانبخشی | نشان دادن استمرار بیماری |
| مدارک بیمهای | سابقه پرداخت حق بیمه | بررسی شرایط ماده 75 در بیماری غیرناشی از کار |
تاریخ شروع بیماری چرا در پرونده ازکارافتادگی مهم است؟
در بیماریهای غیرناشی از کار، این موضوع میتواند بسیار مهم باشد.
ماده 75 سابقه بیمه را نسبت به زمان وقوع حادثه یا ابتلا به بیماری منجر به ازکارافتادگی میسنجد. به همین دلیل تاریخ بیماری فقط یک اطلاعات پزشکی ساده نیست؛ ممکن است در بررسی سابقه بیمه هم اثر داشته باشد.
به همین دلیل بهتر است نسخهها و مدارک قدیمی را دور نریزید.
اولین گزارش متخصص، اولین بستری، تصویربرداری اولیه یا مدارکی که شروع روند بیماری را نشان میدهند ممکن است بعداً اهمیت پیدا کنند.
در بعضی بیماریهای مزمن نیز میان شروع علائم، تشخیص قطعی و زمانی که بیماری واقعاً به ناتوانی شدید منجر شده فاصله وجود دارد. به همین دلیل تعیین تاریخ موثر در پرونده همیشه با نگاهکردن به آخرین نسخه پزشک ممکن نیست.
پرونده پزشکی را چطور مرتب کنیم؟
بهتر است مدارک را قبل از مراجعه بهصورت زمانی مرتب کنید.
اولین تشخیص و بررسیهای اصلی در ابتدای پرونده قرار بگیرند. بعد درمانها، بستریها و جراحیها به ترتیب تاریخ بیایند. آخرین گزارش متخصص و آخرین آزمایش یا تصویربرداری نیز در بخش قابل دسترس قرار داشته باشد.
اگر چند بیماری دارید، اسناد را با هم مخلوط نکنید.
مثلاً اگر فرد هم بیماری قلبی دارد و هم مشکل ستون فقرات، بهتر است مدارک هر بیماری در بخش جداگانه قرار گیرند.
همچنین لازم نیست تمام آزمایشهای تکراری و کماهمیت بدون ترتیب داخل پوشه قرار گیرند.
هدف این است که بررسیکننده پرونده بتواند در زمان کوتاه بفهمد بیماری چگونه شروع شده، چه درمانی انجام شده و چه مشکل ماندگاری باقی مانده است.
پرونده پزشکی خوب چه چیزی را نشان میدهد؟
پرونده باید سه موضوع را روشن کند: بیماری چه زمانی و با چه تشخیصی شروع شده، چه درمانهایی انجام شده و پس از درمان چه محدودیت ماندگاری در توان کار فرد باقی مانده است.
مراحل درخواست مستمری ازکارافتادگی به علت بیماری
شروع این مسیر معمولاً از تکمیل روند درمان و مستندشدن وضعیت پزشکی فرد است.
ماده 70 نیز از بیمهشدهای صحبت میکند که پس از نظر پزشک معالج و انجام اقدامات درمانی و توانبخشی، توانایی خود را کلاً یا جزئاً از دست داده باشد.
پس اولین قدم این نیست که فرد صرفاً با یک تشخیص جدید بلافاصله درخواست بازنشستگی کند.
ابتدا باید وضعیت درمان روشن باشد.
بعد از آن، مدارک پزشکی اصلی جمعآوری میشوند و فرد باید وضعیت سابقه بیمه خود را نیز بررسی کند؛ مخصوصاً اگر بیماری غیرناشی از کار باشد.
در مرحله بعد، درخواست ازکارافتادگی از مسیر سازمان تامین اجتماعی وارد فرایند رسیدگی میشود و پرونده برای ارزیابی پزشکی آماده خواهد شد.
سپس کمیسیون پزشکی وضعیت فرد را با توجه به مدارک و ارزیابیهای مربوط بررسی میکند.
اگر رای کمیسیون، کاهش قدرت کار 66 درصد یا بیشتر باشد، فرد از نظر پزشکی در محدوده ازکارافتادگی کلی قرار میگیرد. اما در بیماری غیرناشی از کار هنوز باید شرایط سابقه بیمه ماده 75 نیز برقرار باشد.
بعد از احراز شرایط پزشکی و بیمهای، پرونده میتواند برای برقراری مستمری ادامه پیدا کند.

اگر کمیسیون کمتر از 66 درصد تعیین کند چه میشود؟
برای بیماری یا حادثه غیرناشی از کار، اگر کاهش قدرت کار به حد ازکارافتادگی کلی نرسد، مستمری ازکارافتادگی کلی موضوع ماده 75 برقرار نمیشود.
اینجا باید دوباره تفاوت پرونده ناشی از کار و غیرناشی از کار را به خاطر داشته باشیم.
ماده 70 برای کاهش قدرت کار بین 33 تا 66 درصد و همچنین 10 تا 33 درصد، حمایتهای ازکارافتادگی جزئی و غرامت نقص مقطوع را در شرایط ناشی از کار پیشبینی کرده است.
بنابراین پایینتر بودن درصد از 66 در همه پروندهها یک نتیجه واحد ندارد.
باید ابتدا مشخص شود منشا آسیب یا بیماری چه بوده است.
اگر با رای کمیسیون پزشکی موافق نباشیم چه میشود؟
ساختار قانونی فقط یک کمیسیون پزشکی ندارد.
ماده 91 بهصراحت از کمیسیونهای پزشکی بدوی و تجدیدنظر نام میبرد. بنابراین امکان بررسی در مرحله تجدیدنظر در ساختار قانونی پیشبینی شده است.
اگر فرد نسبت به نتیجه رای اعتراض دارد، باید مهلت و مسیر اعلامشده در ابلاغ مربوط به پرونده خود را رعایت کند.
بهتر است اعتراض مستند باشد.
صرف نوشتن اینکه «درصد من کم تعیین شده» کمک زیادی نمیکند.
اگر مدرک تخصصی مهمی در پرونده قبلی وجود نداشته، گزارش جدیدی صادر شده، عارضهای بهدرستی منعکس نشده یا وضعیت پزشکی تغییر کرده است، این موارد باید با سند ارائه شوند.
قبل از اعتراض، خود رای و مدارک پرونده را دوباره بررسی کنید تا مشخص شود اختلاف دقیقاً در کدام بخش است.
اگر درباره سابقه بیمه، نحوه ثبت اطلاعات پرسنلی یا مقررات مرتبط با تامین اجتماعی سوال دارید، میتوانید موضوع خود را در تالار گفتگو حسابداری مطرح کنید و پرسشهای مرتبط با حسابداری، بیمه و حقوق و دستمزد را بررسی کنید.
بیماری صعبالعلاج حتماً باعث بازنشستگی میشود؟
خیر.
اصطلاح بازنشستگی بیماری خاص معمولاً برای شرایطی استفاده میشود که فرد به دلیل یک بیماری شدید یا مزمن به دنبال دریافت مستمری است. بااینحال، خاص یا صعبالعلاج بودن بیماری بهتنهایی برای بازنشستگی کافی نیست و همچنان باید میزان کاهش قدرت کار و شرایط قانونی پرونده بررسی شود.
بیماری ممکن است مزمن، دشوار یا نیازمند درمان طولانی باشد، اما فرد همچنان توانایی کار داشته باشد.
از طرف دیگر، بیماری دیگری ممکن است با وجود درمان باعث عارضه ماندگار و کاهش جدی قدرت کار شود.
برای همین، گواهی بیماری صعبالعلاج یا خاص بهتنهایی جای رای کمیسیون پزشکی درباره درصد ازکارافتادگی را نمیگیرد. معیار قانونی همان کاهش قدرت کار و ارزیابی کمیسیون است.
بیماری صعبالعلاج مساوی با بازنشستگی نیست
برای بازنشستگی با بیماری صعبالعلاج نیز باید میزان کاهش قدرت کار بررسی شود. اگر پرونده غیرناشی از کار باشد، شرایط سابقه بیمه نیز باید در کنار رای کمیسیون پزشکی احراز شود.
آیا سرطان، اماس یا دیالیز درصد ثابت ازکارافتادگی دارند؟
این تصور هم میتواند باعث اشتباه شود.
نمیتوان بهصورت عمومی گفت «هر بیمار اماس فلان درصد»، «هر بیمار سرطانی 66 درصد» یا «هر شخص تحت دیالیز حتماً ازکارافتاده کلی است».
جداول ازکارافتادگی برای ارزیابی شدت اختلال و کاهش قدرت کار استفاده میشوند و رای بر مبنای وضعیت همان فرد صادر میشود.
به همین دلیل دو بیمار با یک نام بیماری ممکن است درصد یکسانی دریافت نکنند.
این تفاوت نه استثنا، بلکه نتیجه طبیعی ارزیابی شدت بیماری و عوارض آن است.
آیا نوع شغل در پرونده بیماری اهمیت دارد؟
موضوع اصلی در قانون، درجه کاهش قدرت کار است.
از نظر عملی، برای فهم اثر بیماری روی زندگی شغلی، نوع فعالیت فرد نیز اهمیت پیدا میکند. محدودیت جسمیای که برای انجام یک کار پشتمیزی قابل مدیریت است ممکن است برای کاری که به جابهجایی بار، ایستادن طولانی یا فعالیت بدنی پیوسته نیاز دارد، اثر بسیار بیشتری داشته باشد.
بااینحال نباید این موضوع را اینطور تفسیر کرد که داشتن یک شغل سنگین بهتنهایی درصد ازکارافتادگی ایجاد میکند.
ازکارافتادگی باید بر پایه وضعیت پزشکی و ارزیابی قانونی تعیین شود.
اگر بحث اصلی سخت و زیانآور بودن خود شغل باشد، آن موضوع مسیر قانونی جداگانهای دارد و نباید با بازنشستگی به علت بیماری مخلوط شود.
آیا سن کم مانع دریافت مستمری ازکارافتادگی است؟
ازکارافتادگی با بازنشستگی عادی فرق دارد.
در این مسیر، شخص الزاماً منتظر رسیدن به سن معمول بازنشستگی نمیماند. اگر بیماری یا حادثه شرایط ازکارافتادگی کلی را ایجاد کرده و سایر شروط قانونی نیز فراهم باشند، موضوع مستمری ازکارافتادگی مطرح میشود.
این تفاوت یکی از دلایلی است که استفاده از اصطلاح «بازنشستگی به علت بیماری» گاهی باعث سردرگمی میشود.
البته ازکارافتادگی تنها راه خروج از کار پیش از رسیدن به شرایط بازنشستگی عادی نیست. اگر میخواهید با سایر شرایط سنی، سابقه بیمه و روشهای زودتر بازنشستهشدن آشنا شوید، راهنمای بازنشستگی پیش از موعد را هم بخوانید. در آن مقاله مسیرهای بازنشستگی زودتر از موعد و تفاوت شرایط هرکدام جداگانه بررسی شده است.
آنچه فرد دریافت میکند ممکن است از نظر عرف «بازنشستگی پزشکی» نامیده شود، اما مبنای حقوقی آن مستمری ازکارافتادگی است.
مستمری ازکارافتادگی چگونه محاسبه میشود؟
بعد از اینکه اصل استحقاق فرد مشخص شد، نوبت به محاسبه مبلغ مستمری میرسد.
ماده 72 قانون تامین اجتماعی مبنای مستمری ازکارافتادگی کلی را تعیین کرده است. در متن اصلاحشده این ماده، مستمری بر پایه یکسیام مزد یا حقوق متوسط بیمهشده ضربدر سنوات پرداخت حق بیمه محاسبه میشود و قانون حداقل و حداکثر مربوط به نسبت مستمری با مزد یا حقوق متوسط را نیز مشخص کرده است.
یعنی نمیتوان یک مبلغ واحد به عنوان «حقوق بازنشستگی بیماری» برای همه افراد اعلام کرد.
سابقه بیمه و مزد یا حقوقی که طبق مقررات در محاسبه وارد میشود بر مبلغ نهایی اثر دارند.
برای فهم ساده فرمول فرض کنیم مزد متوسط قابل محاسبه فرد 30 میلیون تومان باشد و 20 سال سابقه پرداخت حق بیمه داشته باشد.
محاسبه پایه آموزشی چنین میشود:
30 میلیون ÷ 30 × 20 = 20 میلیون تومان.
این مثال فقط برای فهم ساختار فرمول است و مبلغ واقعی مستمری هر فرد باید بر اساس سوابق و محاسبات قانونی سازمان تعیین شود.
آیا مبلغ مستمری برای همیشه ثابت میماند؟
مستمریها میتوانند طبق مقررات عمومی مربوط به افزایش مستمریها تغییر کنند. همچنین قانون تامین اجتماعی برای تغییر وضعیت ازکارافتادگی نیز احکامی دارد.
ماده 93 مقرر کرده در بعضی شرایط، تغییر میزان ازکارافتادگی میتواند موجب تجدیدنظر در وضعیت مستمری شود و از بین رفتن شرایط ازکارافتادگی کلی در کنار اشتغال مجدد میتواند بر استمرار آن اثر بگذارد.
پس دریافت رای ازکارافتادگی را نباید با یک وضعیت کاملاً جدا از مقررات بعدی اشتباه گرفت.
البته این موضوع با افزایش سالانه مبالغ مستمری متفاوت است. افزایش مستمریها تابع مصوبات مربوط به همان سال است. برای مثال، دولت در سالهای مختلف مصوبات جداگانهای درباره افزایش مستمریهای بازنشستگی و ازکارافتادگی صادر کرده است.
به همین دلیل در این مقاله عدد ثابتی برای «مستمری سال 1405» اعلام نمیکنیم؛ چون موضوع اصلی مقاله شرایط بیماری، مدارک و دریافت مستمری است و نرخهای سالانه موضوع مستقلی هستند.
چه چیزهایی باعث میشوند پرونده ازکارافتادگی نتیجه نگیرد؟
یکی از دلایل، نرسیدن کاهش قدرت کار به 66 درصد است.
فرد ممکن است واقعاً بیمار باشد، اما بیماری از نظر کمیسیون هنوز در حد ازکارافتادگی کلی نباشد.
دلیل دیگر میتواند مشکل در سابقه بیمه پرونده غیرناشی از کار باشد.
اگر شرایط یک سال سابقه در ده سال قبل و 90 روز در یک سال قبل احراز نشود، بیماری شدید بهتنهایی شرط سابقه ماده 75 را جبران نمیکند.
مدارک ناقص نیز میتوانند روند بررسی را دشوار کنند.
مثلاً فردی سالها درمان شده اما فقط آخرین نسخه را همراه دارد؛ یا جراحی مهمی داشته ولی خلاصه پرونده آن در دسترس نیست؛ یا آخرین وضعیت بیماری با گزارش متخصص مشخص نشده است.
گاهی هم متقاضی صرفاً روی اسم بیماری تکیه میکند و انتظار دارد همان تشخیص برای مستمری کافی باشد.
این همان اشتباهی است که باید از ابتدا کنار گذاشت.
شرایط بازنشستگی برای همه بیمهشدگان یکسان نیست و در بعضی گروهها، از جمله زنان، ضوابط سنی و سابقه میتواند تفاوتهایی داشته باشد. اگر میخواهید با شرایط، سابقه موردنیاز و نقش بیمه در امنیت اقتصادی زنان بیشتر آشنا شوید، مقاله بررسی بیمه بازنشستگی زنان را هم مطالعه کنید.
اشتباهات رایج درباره بیماریهای منجر به بازنشستگی
یکی از رایجترین اشتباهها این است که فرد از اینترنت یک «لیست بیماریهای بازنشستگی» پیدا میکند و چون نام بیماری خود را در آن دیده، تصور میکند مستمری او قطعی است.
اشتباه بعدی این است که گواهی پزشک معالج با رای کمیسیون پزشکی یکی دانسته شود.
اشتباه دیگر، نادیده گرفتن سابقه بیمه در بیماری غیرناشی از کار است.
بعضی بیمهشدگان بعد از مدت زیادی پیگیری پزشکی تازه متوجه میشوند تاریخ بیماری و وضعیت پرداخت حق بیمه آنها باید دقیقتر بررسی شود.
یک خطای دیگر نیز مخلوطکردن ازکارافتادگی با بازنشستگی مشاغل سخت و زیانآور است.
ممکن است یک نفر هم بیماری داشته باشد و هم سابقه شغل سخت، اما این دو مسیر از نظر شرایط قانونی یکی نیستند.
قبل از ثبت درخواست چه چیزهایی را بررسی کنیم؟
بهتر است قبل از شروع فرآیند، چهار موضوع برای خودتان روشن باشد.
اول، تشخیص اصلی بیماری و عوارض فعلی آن.
دوم، درمانهایی که انجام شده و نتیجهای که داشتهاند.
سوم، میزان محدودیتی که بیماری اکنون در فعالیت روزانه و توان کار ایجاد کرده است.
چهارم، وضعیت سابقه بیمه؛ مخصوصاً در ده سال و یک سال قبل از تاریخ مرتبط با بیماری.
بعد مدارک را مرتب کنید.
نسخه دیجیتال اسناد مهم را نیز نگه دارید تا اگر مدرکی گم شد، نسخه قابل دسترس داشته باشید.
چکلیست قبل از درخواست ازکارافتادگی
قبل از تشکیل پرونده مطمئن شوید آخرین گزارش متخصص را دارید، مدارک مهم قبلی را به ترتیب زمانی مرتب کردهاید، نتیجه درمانها مشخص است، مدارک محدودیت فعلی شما کاملاند و وضعیت سابقه بیمهتان را نیز بررسی کردهاید.
اگر بیماری در حال درمان باشد، چه زمانی برای ازکارافتادگی اقدام کنیم؟
هدف فرآیند ازکارافتادگی این نیست که هر بیماری تازهتشخیصدادهشده فوراً تبدیل به مستمری شود.
خود ماده 70 نیز درمان و توانبخشی را در مسیر ارزیابی مورد توجه قرار داده است.
اگر هنوز درمانی وجود دارد که میتواند وضعیت فرد را به شکل قابلتوجهی بهبود دهد، نتیجه نهایی بیماری شاید هنوز روشن نباشد.
در مقابل، وقتی درمانهای اصلی انجام شده و محدودیت جدی و ماندگار باقی مانده، پرونده پزشکی تصویر واضحتری از وضعیت فرد ارائه میدهد.
زمان دقیق اقدام برای همه بیماریها یکسان نیست. ماهیت بیماری و نظر پزشک معالج اهمیت دارد.
اگر چند بیماری همزمان داشته باشیم چه میشود؟
در بسیاری از افراد فقط یک بیماری وجود ندارد.
ممکن است فرد هم بیماری قلبی داشته باشد، هم دیابت و هم مشکل حرکتی.
در چنین شرایطی نباید برای هر بیماری پروندهای کاملاً جدا و بدون ارتباط با وضعیت کلی فرد ساخت.
بهتر است همه بیماریهای مهم و عوارض موثر در عملکرد فرد در پرونده مستند باشند.
اما از طرف دیگر، اضافهکردن تشخیصهای جزئی و بیارتباط فقط برای زیادکردن تعداد بیماریها کمکی نمیکند.
هدف نشان دادن وضعیت واقعی است.
اگر چند متخصص مختلف در درمان دخیلاند، یک ترتیب منظم برای مدارک باعث میشود ارتباط میان مشکلات مختلف بهتر دیده شود.
چه زمانی مدارک جدید برای اعتراض ارزش دارند؟
مدرک جدید باید چیزی به پرونده اضافه کند.
اگر فرد همان آزمایشها و همان گزارش قبلی را دوباره ارائه کند، لزوماً دلیل تازهای برای تغییر نتیجه ایجاد نشده است.
مدرک جدید زمانی ارزش بیشتری دارد که وضعیت فعلی بیماری را دقیقتر نشان دهد، عارضهای را مستند کند که قبلاً مشخص نبوده یا تغییر قابلتوجه وضعیت پزشکی را اثبات کند.
به همین دلیل، قبل از اعتراض بهتر است بررسی شود مشکل رای قبلی از کجا بوده است.
آیا درصد ازکارافتادگی مورد اعتراض است؟
آیا مدرک مهمی ارائه نشده؟
آیا وضعیت بعد از رای تغییر کرده؟
پاسخ این سوالها مشخص میکند چه چیزی باید تکمیل شود.
برای پیگیری پرونده فقط به گفتههای شفاهی اکتفا نکنید
پرونده ازکارافتادگی مجموعهای از مراحل پزشکی و بیمهای است.
بهتر است نتیجه هر مرحله، رایها، ابلاغها و مدارک ارائهشده را نگه دارید.
اگر مدرکی تحویل دادهاید، نسخه آن برای خودتان باقی بماند.
اگر رایی صادر شده، متن دقیق آن را بخوانید.
اگر قرار است اعتراض انجام شود، مهلت درجشده در همان ابلاغ را مبنا قرار دهید.
این نظم مخصوصاً برای بیماریهایی که روند چندساله دارند اهمیت پیدا میکند.
برای بررسی مسیر پرونده ازکارافتادگی راهنمایی بگیرید
اگر نمیدانید برای تشکیل پرونده از کدام مدارک شروع کنید یا در کنار بیماری، وضعیت سابقه بیمه شما هم نیاز به بررسی دارد، میتوانید اطلاعات کلی شرایط خود را ثبت کنید تا مسیر مناسب برای دریافت راهنمایی مشخص شود.
قبل از مراجعه، پرونده خود را یک بار از دید کمیسیون مرور کنید
قبل از اینکه مدارک را نهایی کنید، پرونده را از ابتدا تا انتها مرور کنید.
آیا تاریخ شروع بیماری قابل تشخیص است؟
آیا مشخص است چه درمانهایی انجام شدهاند؟
آیا آخرین وضعیت بیماری وجود دارد؟
آیا عوارضی که روی توان کار اثر گذاشتهاند در گزارشها دیده میشوند؟
آیا سابقه بیمه بررسی شده است؟
اگر پاسخ یکی از این موارد منفی است، بهتر است قبل از ادامه، همان بخش را تکمیل کنید.
گاهی یک گزارش جدید و دقیق از متخصص بسیار مفیدتر از دهها نسخه پراکنده است.
قوانین بیمه و حقوق و دستمزد را کاربردی یاد بگیرید
اگر در واحد مالی یا منابع انسانی کار میکنید، شناخت مرخصی استعلاجی، سابقه بیمه، ازکارافتادگی و بازنشستگی برای ثبت صحیح اطلاعات پرسنلی اهمیت زیادی دارد.
جمعبندی
بیماریهای منجر به بازنشستگی فهرست قطعی و خودکاری ندارند. سرطان، اماس، بیماریهای قلبی، نارسایی کلیه، بیماریهای عصبی، اختلالات شدید روانپزشکی، مشکلات جدی ستون فقرات و سایر بیماریهای مزمن ممکن است در صورت ایجاد محدودیت شدید وارد فرایند بررسی ازکارافتادگی شوند، اما نام بیماری بهتنهایی برای دریافت مستمری کافی نیست.
معیار اصلی برای ازکارافتادگی کلی، کاهش قدرت کار به میزان 66 درصد یا بیشتر است که توسط کمیسیون پزشکی تامین اجتماعی تعیین میشود. پزشک معالج و مدارک تخصصی نقش مهمی در پرونده دارند، اما درصد نهایی را کمیسیون پزشکی موضوع ماده 91 تعیین میکند.
در بیماریهای غیرناشی از کار، سابقه بیمه نیز شرط مهمی است. بیمهشده باید در ده سال قبل حداقل سابقه پرداخت حق بیمه معادل یک سال داشته باشد که حداقل 90 روز آن در یک سال قبل از بیماری یا حادثه منجر به ازکارافتادگی قرار گرفته باشد. در ازکارافتادگی کلی ناشی از حادثه کار یا بیماری حرفهای، ماده 71 شرایط متفاوتی دارد.
برای پیگیری پرونده، مدارک پزشکی را به ترتیب زمانی مرتب کنید، آخرین گزارش متخصص را در اختیار داشته باشید، مدارک درمان و عوارض ماندگار را کامل کنید و قبل از تشکیل درخواست، وضعیت سابقه بیمه خود را نیز بررسی کنید. پروندهای که روند بیماری و اثر واقعی آن بر توان کار را روشن نشان میدهد، بسیار قابل فهمتر از مجموعهای از مدارک پراکنده است.
سوالات متداول
-
آیا نام بیماری به تنهایی میتواند موجب بازنشستگی شود؟
خیر، نام بیماری به تنهایی دلیل محکمی برای بازنشستگی نیست و باید میزان اثر آن بر توان کار فرد ارزیابی شود.
-
معیار اصلی تامین اجتماعی برای ازکارافتادگی چیست؟
معیار اصلی برای ازکارافتادگی کلی، کاهش قدرت کار به میزان 66 درصد یا بیشتر است که توسط کمیسیون پزشکی تعیین میشود.
-
چه مدارکی برای درخواست مستمری ازکارافتادگی لازم است؟
مدارک شامل گزارش پزشک متخصص، مدارک پاراکلینیکی مانند MRI، سوابق بستری و درمان، و مدارک بیمهای هستند.
-
آیا در پروندههای بیماری غیرناشی از کار، سابقه بیمه اهمیت دارد؟
بله، در بیماریهای غیرناشی از کار، بیمهشده باید حداقل یک سال سابقه پرداخت حق بیمه در ده سال قبل از ابتلا به بیماری را داشته باشد.
-
چگونه میتوان از نتیجه منفی کمیسیون پزشکی اعتراض کرد؟
اگر فرد نسبت به نتیجه رای کمیسیون اعتراضی دارد، باید مدارک جدید و مستند ارائه کند و مهلت و مسیر مقرر در ابلاغ مربوطه را رعایت کند.




ارسال نظر