حقوق پورسانتی چیست ؟ جدول محاسبه حقوق پورسانت
حقوق پورسانتی چیست؟ جدول محاسبه حقوق پورسانت
دو فروشنده ممکن است هر دو در یک ماه 800 میلیون تومان فروش داشته باشند، اما پورسانت یکی 16 میلیون و دیگری 30 میلیون تومان شود؛ بدون اینکه الزاماً محاسبه یکی اشتباه باشد. تفاوت معمولاً از جایی میآید که شرکت پورسانت را روی فروش، سود، وصول مطالبات یا پلههای فروش محاسبه میکند.
حقوق پورسانتی یعنی بخشی از دریافتی فرد بر اساس نتیجه کار او محاسبه شود. رایجترین مدل، «حقوق ثابت + پورسانت» است. در قانون کار اصطلاح «پورسانت» بهصورت مستقل تعریف نشده، اما ماده 35 پرداخت مزد بر مبنای میزان کار انجامشده را با عنوان «کارمزد» به رسمیت شناخته است. اگر رابطه فرد با شرکت رابطه کارگری و کارفرمایی باشد، پورسانتی بودن نحوه پرداخت باعث حذف حداقل مزد، بیمه و سایر حقوق قانونی نمیشود.
حقوق پورسانتی در یک نگاه
در حقوق پورسانتی، دریافتی کارمند یا فروشنده به میزان فروش یا عملکرد او وابسته است. مدل رایج، حقوق ثابت بهعلاوه پورسانت است. درصد پورسانت ثابت قانونی وجود ندارد و نحوه محاسبه باید در قرارداد مشخص شود. اگر فرد مشمول قانون کار باشد، پورسانت نمیتواند بهانهای برای پرداخت کمتر از حداقلهای قانونی باشد.
حقوق پورسانتی چیست؟
حقوق پورسانتی یا حقوق درصدی مدلی از پرداخت است که در آن بخشی از دریافتی فرد به نتیجه کار او وابسته میشود. این نتیجه معمولاً میزان فروش است، اما شرکت میتواند معیارهای دیگری مانند سود حاصل از فروش، مبلغ وصولشده از مشتری یا عبور از هدف فروش را مبنای محاسبه قرار دهد.
مثلاً یک فروشنده ممکن است ماهانه 25 میلیون تومان حقوق ثابت داشته باشد و علاوه بر آن 3 درصد فروش خود را دریافت کند. فروشنده دیگری ممکن است حقوق ثابت بیشتری داشته باشد، اما درصد پورسانت او کمتر باشد.
بنابراین برای فهم حقوق پورسانتی باید دو رقم را از هم جدا کنیم:
حقوق ثابت: مبلغی که براساس قرارداد و مقررات کار پرداخت میشود.
پورسانت: مبلغ متغیری که با فرمول مشخص به فروش یا عملکرد فرد وابسته است.
در بعضی مجموعهها تمام دریافتی فرد با عنوان پورسانت معرفی میشود. اگر این فرد در واقع کارگر مشمول قانون کار باشد، صرف استفاده از عبارت «پورسانتی» رابطه استخدامی را از بین نمیبرد. قانون کار، کارگر را کسی میداند که در مقابل دریافت حقالسعی ـ از جمله مزد، حقوق، سهم سود و سایر مزایا ـ به درخواست کارفرما کار میکند.
حقوق پورسانتی در شرکتها با عنوانهای مختلفی دیده میشود؛ «کارمزد فروش»، «درصد از فروش»، «درآمد متغیر» و اصطلاح انگلیسی Commission از رایجترین آنها هستند. البته این عنوانها همیشه دقیقاً یک مفهوم ندارند و برای محاسبه باید مشخص باشد مبلغ پرداختی بر اساس فروش، سود، وصول یا عملکرد تعیین میشود.
پورسانت در قانون کار چه جایگاهی دارد؟
قانون کار کلمه «پورسانت» را به شکل رایج امروز تعریف نکرده است، اما مفهوم نزدیک به آن را در ماده 35 میبینیم.
طبق این ماده، اگر مزد براساس میزان انجام کار یا محصول تولیدشده پرداخت شود، کارمزد نامیده میشود. اگر میزان کار و زمان هر دو در تعیین مبلغ دخالت داشته باشند، «کارمزد ساعتی» مطرح میشود.
فروش با تولید کالا یکسان نیست، اما در بسیاری از روابط استخدامی فروش، مبلغ پورسانت براساس «میزان کار یا نتیجه کار» تعیین میشود. به همین دلیل در عمل، پرداختهای پورسانتی را باید در کنار مقررات مربوط به کارمزد و حداقل مزد بررسی کرد.
در بعضی نرمافزارهای حسابداری و حقوق و دستمزد، همین پرداخت با عنوان «کارمزد فروش» ثبت میشود؛ بنابراین کارمزد فروش در فیش یا سیستم مالی میتواند همان مبلغی باشد که در عرف شرکت از آن با عنوان پورسانت یاد میشود.
یک نکته مهم این است که اسم قرارداد تعیینکننده نیست. ممکن است بالای قرارداد نوشته شده باشد «قرارداد همکاری پورسانتی»، اما فرد هر روز در ساعت مشخص در شرکت حاضر شود، تحت مدیریت شرکت کار کند، از ابزارهای کارفرما استفاده کند و در مقابل فعالیت خود حقالسعی بگیرد. در چنین وضعیتی باید ماهیت واقعی رابطه بررسی شود، نه فقط عنوان قرارداد.
آیا کارمند پورسانتی باید حقوق ثابت هم بگیرد؟
اینجا باید میان «امکان محاسبه مزد بهصورت کارمزدی» و «پرداخت کمتر از حداقل مزد قانونی» تفاوت بگذاریم.
قانون کار، کارمزد را به رسمیت میشناسد؛ بنابراین متغیربودن بخشی از مزد ممنوع نیست. اما ماده 41 قانون کار میگوید کارفرما برای کار انجامشده در ساعات قانونی نمیتواند کمتر از حداقل مزد مصوب پرداخت کند و اگر مبلغ پرداختشده پایینتر باشد، مسئول پرداخت مابهالتفاوت است.
برای سال 1405 نیز حداقل مزد روزانه کارگران مشمول قانون کار 5٬541٬850 ریال تعیین شده است. این عدد مربوط به حداقل مزد است و مزایای قانونی دیگر شرایط جداگانه خود را دارند.
بنابراین تصور زیر اشتباه است:
«فروش نداشتی، پس این ماه هیچ حقوقی نمیگیری.»
اگر فرد عملاً کارگر تماموقت مشمول قانون کار باشد و ساعات قانونی کار را در اختیار کارفرما قرار داده باشد، نمیتوان صرفاً با قراردادن عنوان «پورسانتی» حداقلهای قانونی را کنار گذاشت.
البته شرایط یک بازاریاب مستقل که ساعت، محل و روش کارش را خودش تعیین میکند و رابطه استخدامی ندارد، میتواند متفاوت باشد. این مقاله درباره حقوق پورسانتی در رابطه استخدامی و حقوق و دستمزد کارکنان است.
فرمول محاسبه حقوق پورسانتی
یکی از رایجترین روشهای محاسبه حقوق پورسانتی، تعیین «درصد از فروش» برای فروشنده است؛ یعنی مبلغ فروش مشمول پورسانت در درصد توافقشده ضرب میشود و نتیجه به حقوق ثابت اضافه خواهد شد.
سادهترین مدل این است:
حقوق دریافتی = حقوق ثابت + پورسانت
و اگر پورسانت درصدی از فروش باشد:
پورسانت = مبلغ فروش مشمول پورسانت × درصد پورسانت
مثلاً:
حقوق ثابت: 25 میلیون تومان
فروش مشمول پورسانت: 800 میلیون تومان
پورسانت: 3 درصد
محاسبه:
800 میلیون × 3٪ = 24 میلیون تومان پورسانت
پس:
25 میلیون + 24 میلیون = 49 میلیون تومان
این 49 میلیون، مبلغ نمونه قبل از اعمال کسورات و سایر اقلام فیش حقوقی است. مثال فقط برای توضیح فرمول ساخته شده و درصد 3 درصد، نرخ قانونی یا پیشنهادی برای همه کسبوکارها نیست.

جدول محاسبه حقوق پورسانت
برای اینکه فرمول روشنتر شود، فرض کنیم در یک شرکت حقوق ثابت فروشنده 25 میلیون تومان است و پورسانت 3 درصد از فروش محاسبه میشود.
| فروش ماهانه | درصد پورسانت | مبلغ پورسانت | حقوق ثابت | جمع حقوق و پورسانت |
|---|---|---|---|---|
| 300 میلیون تومان | 3٪ | 9 میلیون تومان | 25 میلیون تومان | 34 میلیون تومان |
| 500 میلیون تومان | 3٪ | 15 میلیون تومان | 25 میلیون تومان | 40 میلیون تومان |
| 800 میلیون تومان | 3٪ | 24 میلیون تومان | 25 میلیون تومان | 49 میلیون تومان |
| 1 میلیارد تومان | 3٪ | 30 میلیون تومان | 25 میلیون تومان | 55 میلیون تومان |
| 1.5 میلیارد تومان | 3٪ | 45 میلیون تومان | 25 میلیون تومان | 70 میلیون تومان |
این جدول فقط زمانی درست است که قرارداد بگوید 3 درصد از کل فروش مبنای محاسبه است.
اگر پورسانت براساس فروش وصولشده، سود یا جدول پلکانی باشد، جواب تغییر میکند.
پورسانت باید از فروش حساب شود یا سود؟
این یکی از اصلیترین اختلافهای فروشنده و کارفرماست.
عبارت «5 درصد پورسانت» بهتنهایی کامل نیست. باید نوشته شود 5 درصدِ چه چیزی؟
چهار مبنای پرکاربرد وجود دارد:
پورسانت از مبلغ فروش
سادهترین روش است.
اگر فروشنده 500 میلیون تومان فروش داشته باشد و پورسانت 4 درصد باشد:
500 میلیون × 4٪ = 20 میلیون تومان
مزیت این روش این است که فروشنده تقریباً همیشه میتواند مبلغ پورسانت خود را محاسبه کند.
پورسانت از سود فروش
در این روش ابتدا سود موردنظر شرکت محاسبه میشود و بعد درصد پورسانت روی آن اعمال میشود.
فرض کنیم:
فروش = 800 میلیون تومان
بهای مبنای محاسبه = 600 میلیون تومان
سود مبنای پورسانت = 200 میلیون تومان
پورسانت = 10 درصد سود
پس:
200 میلیون × 10٪ = 20 میلیون تومان
این روش زمانی دردسرساز میشود که عبارت «سود» در قرارداد تعریف نشده باشد.
آیا منظور سود ناخالص است؟
آیا هزینه حمل کم میشود؟
آیا تخفیف فروش کم میشود؟
هزینه بازاریابی چطور؟
مالیات و عوارض داخل محاسبه هستند؟
اگر قرار است پورسانت از سود محاسبه شود، فرمول سود باید دقیقاً در قرارداد نوشته شود.
پورسانت از مبلغ وصولشده
در این مدل، صرف صدور فاکتور برای ایجاد پورسانت کافی نیست.
مثلاً فروشنده یک میلیارد تومان فروش اعتباری ثبت کرده، اما تا پایان ماه فقط 600 میلیون تومان آن وصول شده است.
اگر قرارداد بگوید پورسانت 3 درصد وجوه وصولشده است:
600 میلیون × 3٪ = 18 میلیون تومان
نه 30 میلیون تومان.
این روش در کسبوکارهایی که فروش اعتباری زیادی دارند رایج است، چون شرکت نمیخواهد قبل از دریافت پول مشتری، تمام پورسانت را پرداخت کند.
پورسانت پس از رسیدن به هدف فروش
گاهی فروشنده تا یک حد مشخص پورسانت نمیگیرد و پورسانت فقط برای فروش بالاتر از تارگت محاسبه میشود.
فرض کنید تارگت ماهانه 500 میلیون تومان است و قرارداد میگوید 5 درصد فروش مازاد بر تارگت پرداخت میشود.
فروش واقعی: 800 میلیون تومان
مازاد فروش:
800 - 500 = 300 میلیون تومان
پورسانت:
300 × 5٪ = 15 میلیون تومان
اگر قرارداد فقط عبارت «5 درصد بعد از رسیدن به 500 میلیون» را نوشته باشد، اختلاف تقریباً قطعی است؛ چون ممکن است فروشنده تصور کند پس از عبور از 500 میلیون، 5 درصد کل فروش را میگیرد.
جدول مقایسه روشهای محاسبه پورسانت
| مدل پورسانت | مبنای محاسبه | مثال | پورسانت نمونه |
|---|---|---|---|
| درصد از فروش | کل فروش مشمول | 500 میلیون × 4٪ | 20 میلیون تومان |
| درصد از سود | سود مبنای توافق | 200 میلیون × 10٪ | 20 میلیون تومان |
| درصد از وصول | وجه دریافتشده از مشتری | 600 میلیون × 3٪ | 18 میلیون تومان |
| مازاد بر تارگت | فروش بیشتر از هدف | 300 میلیون × 5٪ | 15 میلیون تومان |
هیچکدام از این درصدها نرخ قانونی نیستند. قانون درصد عمومی پورسانت فروش تعیین نکرده و روش پرداخت باید در قرارداد یا نظام پورسانت شرکت شفاف باشد. ماده 35 نیز اصل امکان پرداخت کارمزد براساس میزان کار را پذیرفته است.

پورسانت پلکانی چیست؟
پورسانت پلکانی یعنی با بالاتر رفتن فروش، نرخ پورسانت نیز افزایش پیدا کند.
مثلاً شرکت چنین جدولی داشته باشد:
| میزان فروش ماهانه | نرخ پورسانت |
|---|---|
| تا 500 میلیون تومان | 2٪ |
| مازاد 500 میلیون تا 1 میلیارد تومان | 3٪ |
| مازاد بر 1 میلیارد تومان | 5٪ |
فرض کنیم فروش فرد 1.2 میلیارد تومان باشد.
اگر جدول پلکانی واقعی باشد:
500 میلیون اول × 2٪ = 10 میلیون
500 میلیون دوم × 3٪ = 15 میلیون
200 میلیون باقیمانده × 5٪ = 10 میلیون
جمع پورسانت = 35 میلیون تومان
اما بعضی شرکتها مدل دیگری دارند. مثلاً میگویند اگر فرد از یک میلیارد عبور کرد، نرخ 5 درصد روی کل فروش اعمال میشود.
در آن حالت:
1.2 میلیارد × 5٪ = 60 میلیون تومان
تفاوت 35 و 60 میلیون تومان نشان میدهد چرا عبارت «پورسانت پلکانی» بهتنهایی کافی نیست.
قرارداد باید مشخص کند نرخ هر پله فقط روی مبلغ همان پله اعمال میشود یا رسیدن به پله جدید باعث تغییر نرخ کل فروش میشود.
جدول کامل نمونه حقوق پورسانتی پلکانی
فرض کنیم حقوق ثابت فروشنده 25 میلیون تومان است و پورسانت به روش پلکانی واقعی محاسبه میشود:
| فروش ماهانه | پورسانت محاسبهشده | حقوق ثابت | جمع قبل از کسورات |
|---|---|---|---|
| 300 میلیون تومان | 6 میلیون تومان | 25 میلیون تومان | 31 میلیون تومان |
| 500 میلیون تومان | 10 میلیون تومان | 25 میلیون تومان | 35 میلیون تومان |
| 800 میلیون تومان | 19 میلیون تومان | 25 میلیون تومان | 44 میلیون تومان |
| 1 میلیارد تومان | 25 میلیون تومان | 25 میلیون تومان | 50 میلیون تومان |
| 1.2 میلیارد تومان | 35 میلیون تومان | 25 میلیون تومان | 60 میلیون تومان |
این جدول نمونه است و میتواند مستقیماً برای توضیح «جدول محاسبه حقوق پورسانت» داخل مقاله استفاده شود.
فروش ناخالص یا فروش خالص؛ پورسانت روی کدام حساب میشود؟
اگر قرارداد فقط بگوید «3 درصد فروش»، هنوز یک سوال باقی مانده است:
فروش قبل از تخفیف یا بعد از تخفیف؟
فرض کنید قیمت فاکتور یک کالا 100 میلیون تومان است اما فروشنده 10 میلیون تومان تخفیف داده و مشتری 90 میلیون تومان میپردازد.
اگر مبنا فروش ناخالص باشد:
100 × 3٪ = 3 میلیون تومان
اگر مبنا فروش خالص بعد از تخفیف باشد:
90 × 3٪ = 2.7 میلیون تومان
در تعداد زیاد فاکتورها، همین تفاوت کوچک میتواند رقم قابلتوجهی شود.
برای جلوگیری از اختلاف، عبارت «فروش خالص» هم باید تعریف شود. معمولاً باید روشن شود کدام موارد از فروش کسر میشوند:
تخفیف؛
برگشت از فروش؛
لغو سفارش؛
مالیات و عوارض؛
هزینه حمل؛
اعتبار یا تخفیف بعدی مشتری.
هرچه فرمول سادهتر و قابل مشاهدهتر باشد، فروشنده راحتتر میتواند فیش خود را کنترل کند.
فروش برگشتی چه اثری روی پورسانت دارد؟
فرض کنیم فروشنده در تیرماه 500 میلیون تومان فروش داشته و پورسانت خود را دریافت کرده است. در مرداد، مشتری 100 میلیون تومان از کالا را برگشت میدهد.
شرکت باید از قبل مشخص کرده باشد چه اتفاقی میافتد.
سه روش متداول وجود دارد:
اصلاح پورسانت همان ماه: اگر برگشت قبل از بستن دوره باشد.
کسر از پورسانت ماه بعد: اگر پورسانت قبلاً پرداخت شده باشد.
عدم تعدیل در شرایط مشخص: مثلاً وقتی برگشت کالا ناشی از ایراد تولید و خارج از کنترل فروشنده باشد.
مهم این است که شرکت نباید بعد از وقوع اختلاف تازه فرمول بسازد.
اگر قرار است پورسانت فروش برگشتی اصلاح شود، شرایط آن باید در قرارداد یا دستورالعمل پورسانت نوشته شود.
پورسانت فروش نقدی و اعتباری چطور محاسبه میشود؟
در فروش نقدی معمولاً تکلیف سادهتر است؛ فاکتور صادر و پول هم دریافت شده است.
در فروش اعتباری سه زمان متفاوت وجود دارد:
زمان ثبت سفارش؛
زمان صدور فاکتور؛
زمان وصول پول.
شرکت باید تعیین کند کدام مرحله «قطعیشدن پورسانت» محسوب میشود.
مثلاً میتوان نوشت:
«پورسانت فروش پس از وصول کامل مبلغ فاکتور محاسبه میشود.»
یا:
«50 درصد پورسانت هنگام صدور فاکتور و 50 درصد پس از وصول وجه پرداخت میشود.»
هر دو مدل ممکناند؛ مهم این است که فرمول از قبل روشن باشد.
عبارت «پورسانت طبق فروش» برای یک شرکت با فروش اعتباری کافی نیست.
زمان پرداخت پورسانت چه موقع است؟
ماده 37 قانون کار مقرر کرده مزد باید در فواصل زمانی مرتب پرداخت شود و اگر پرداخت ماهانه باشد، در پایان ماه انجام میشود.
اما پورسانتی که محاسبه آن به وصول، برگشت کالا یا تایید نهایی فروش وابسته است ممکن است به دوره تسویه جداگانه نیاز داشته باشد.
برای نمونه، شرکت میتواند در قرارداد بنویسد:
«پورسانت فروش هر ماه پس از نهاییشدن گزارش فروش تا دهم ماه بعد محاسبه و پرداخت میشود.»
این عبارت بسیار بهتر از «پورسانت در زمان مناسب پرداخت خواهد شد» است.
تاریخ دقیق یا بازه مشخص، هم برای حسابداری مفید است و هم جلوی اختلاف میان فروشنده و مدیر فروش را میگیرد.
پورسانت فردی بهتر است یا تیمی؟
این موضوع فقط وقتی به مقاله حقوق پورسانتی مربوط میشود که روی فرمول حقوق اثر داشته باشد.
در پورسانت فردی، هر فروش به یک فروشنده منتسب است.
مثلاً:
فروش شخص A = 700 میلیون
نرخ = 3٪
پورسانت = 21 میلیون تومان
در پورسانت تیمی، شرکت ابتدا فروش کل تیم را محاسبه میکند و سپس مبلغ پورسانت طبق ضابطه بین اعضا تقسیم میشود.
مثلاً تیم سهنفره 2 میلیارد تومان فروش داشته و پاداش تیم 30 میلیون تومان است. اگر قرارداد تقسیم مساوی را پیشبینی کرده باشد، سهم هر نفر 10 میلیون تومان خواهد بود.
اگر قرار است تقسیم براساس امتیاز، تعداد مشتری یا سهم فروش باشد، همان شاخص باید از ابتدا مشخص باشد.
یکی از بدترین سیستمها این است که مدیر در پایان ماه بهصورت سلیقهای تصمیم بگیرد سهم هر فرد چقدر باشد.
تفاوت پورسانت فروش با پاداش عملکرد و پاداش بهرهوری
پورسانت یا Commission معمولاً فرمول مشخصی دارد و مستقیماً به فروش، سود یا وصول فرد وابسته است. در مقابل، «پاداش عملکرد» و «پاداش بهرهوری» ممکن است براساس رسیدن به هدف فروش، کیفیت عملکرد، کاهش هزینه، وصول مطالبات یا نتیجه کلی تیم پرداخت شوند. به همین دلیل بهتر است این موارد در قرارداد و فیش حقوقی از یکدیگر جدا باشند.
این دو اصطلاح در فیشها گاهی با هم مخلوط میشوند.
پورسانت قراردادی معمولاً فرمول مشخص دارد:
فروش × درصد = پورسانت
اگر فروش ایجاد شده و شرایط قرارداد تحقق پیدا کرده باشد، مبلغ قابل محاسبه است.
اما پاداش فروش ممکن است به شرطی مثل رسیدن کل شرکت به هدف، رضایت مدیریت یا عملکرد دورهای وابسته باشد.
مثلاً:
پورسانت = 3 درصد فروش هر فرد
پاداش = 10 میلیون تومان اگر تیم به فروش پنج میلیارد تومان برسد.
این دو را بهتر است در قرارداد و فیش جدا ثبت کرد.
قانون کار نیز میان مزد پرداختشده در مقابل کار و برخی پرداختهای انگیزشی تمایز قائل است؛ ماده 34 حقالسعی را مفهومی گستردهتر میداند و ماده 35 مزد و کارمزد را تعریف میکند.
آیا حقوق پورسانتی مشمول بیمه است؟
اگر شخص کارگر مشمول قانون تامین اجتماعی باشد، پورسانتی بودن مزد باعث حذف بیمه نمیشود.
حتی قانون تامین اجتماعی بهطور مشخص درباره کارمزد حکم دارد. ماده 32 مقرر کرده برای بیمهشدگانی که کارمزد دریافت میکنند، حق بیمه بر مبنای کل درآمد ماهانه آنان محاسبه میشود و این حق بیمه نباید از میزان مربوط به حداقل مزد کارگر عادی کمتر باشد.
ماده 30 همان قانون نیز کارفرما را مکلف کرده از وجوه و مزایای مشمول، حق بیمه را کسر و همراه سهم کارفرما به سازمان پرداخت کند.
بنابراین این روش درست نیست که:
حقوق ثابت داخل لیست بیمه ثبت شود اما پورسانت منظم و مرتبط با کار، همیشه خارج از سیستم و بدون بررسی بیمهای پرداخت شود.
در تعیین ماخذ دقیق، ماهیت پرداخت و مقررات تامین اجتماعی باید ملاک قرار گیرد.
اگر میخواهید نحوه محاسبه سایر اجزای فیش، کسورات، بیمه و مزایای کارکنان را هم بررسی کنید، راهنمای محاسبه حقوق و دستمزد را بخوانید.
مالیات حقوق پورسانتی چطور محاسبه میشود؟
اگر پورسانت در چارچوب رابطه استخدامی و بابت کار شخص پرداخت شود، باید آن را از منظر مالیات حقوق بررسی کرد.
ماده 82 قانون مالیاتهای مستقیم، درآمدی را که شخص حقیقی در خدمت دیگری بابت اشتغال و براساس مدت یا کار انجامیافته دریافت میکند، در حوزه مالیات بر درآمد حقوق قرار میدهد. ماده 83 نیز حقوق، مزد و مزایای مربوط به شغل ـ چه مستمر و چه غیرمستمر ـ را در درآمد مشمول مالیات حقوق قرار داده است، پس از اعمال معافیتهای قانونی.
بنابراین بهتر است پورسانت کارکنان در فرآیند حقوق و دستمزد ثبت شود و مالیات آن مطابق معافیت و نرخهای قانونی همان سال محاسبه گردد.
لازم نیست در قرارداد فروشنده بنویسید «پورسانت خالص و بدون مالیات پرداخت میشود» مگر اینکه دقیقاً مشخص شده باشد هزینه مالیات را چه کسی و با چه سازوکاری متقبل میشود.
جمعه، تعطیلات و مرخصی کارگر کارمزدی چه میشود؟
پورسانتی یا کارمزدی بودن به این معنا نیست که کارگر مشمول قانون کار در روزهای قانونی مرخصی و تعطیلی هیچ حقی ندارد.
ماده 43 قانون کار تصریح کرده کارگران کارمزد برای روزهای جمعه، تعطیلات رسمی و مرخصی استحقاق دریافت مزد دارند. ماخذ محاسبه، میانگین کارمزد روزهای کارکرد آخرین ماه است و مبلغ حاصل نیز نباید از حداقل مزد قانونی کمتر باشد.
این ماده مخصوصاً برای شرکتی مهم است که میگوید:
«هر روزی فروش نداشتی، دریافتی هم نداری.»
در مورد کارگر کارمزدی مشمول قانون کار، چنین محاسبهای بدون توجه به ماده 43 میتواند اشتباه باشد.
حقوق پورسانتی جای اضافهکاری را نمیگیرد
پورسانت بابت نتیجه فروش است؛ اضافهکاری بابت کار بیشتر از ساعات قانونی.
اگر کارمند فروش علاوه بر ساعات عادی، اضافهکاری انجام دهد و شرایط ماده 59 قانون کار برقرار باشد، پرداخت پورسانت بهتنهایی جای فوقالعاده اضافهکاری را نمیگیرد.
این دو آیتم بهتر است جداگانه در فیش دیده شوند تا بعداً مشخص باشد چه مبلغی بابت فروش و چه مبلغی بابت ساعات کار اضافه پرداخت شده است.
قرار نیست حقوق پورسانتی تمام قواعد حقوق و دستمزد را به یک عدد تبدیل کند.
در قرارداد حقوق پورسانتی دقیقاً چه چیزهایی بنویسیم؟
در بعضی قراردادهای تجاری ممکن است اصطلاح «حقالعمل کاری» یا «حقالعمل» هم دیده شود، اما این عنوان را نباید بدون بررسی نوع رابطه قراردادی با حقوق پورسانتی کارکنان یکی دانست. در برخی متون حقوقی و فقهی نیز از اصطلاح «اُجرتالمسمی» برای مبلغی استفاده میشود که طرفین از قبل درباره آن توافق کردهاند؛ با این حال، در قرارداد پورسانتی بهتر است مبلغ و فرمول کارمزد فروش با زبان ساده و دقیق نوشته شود.
در قرارداد یا پیوست پورسانت باید حداقل این موارد روشن باشند:
درصد پورسانت
مثلاً 3 درصد.
نه عبارتهایی مانند «درصد مناسب براساس عملکرد».
مبنای پورسانت
از فروش؟
از فروش خالص؟
از سود؟
از وصول؟
زمان شناسایی فروش
ثبت سفارش؟
صدور فاکتور؟
تحویل کالا؟
وصول پول؟
تکلیف تخفیف
پورسانت قبل از تخفیف محاسبه میشود یا بعد از آن؟
برگشت از فروش
اگر کالا برگشت بخورد، پورسانت چگونه اصلاح میشود؟
لغو سفارش
سفارش لغوشده پورسانت دارد یا خیر؟
فروش مشترک
اگر دو فروشنده در یک معامله نقش داشته باشند، سهم هر کدام چگونه تعیین میشود؟
پورسانت پلکانی
نرخ هر پله فقط برای مازاد همان پله است یا برای کل فروش؟
تاریخ تسویه
در پایان همان ماه، ماه بعد یا پس از وصول؟
فروشهای قبل از قطع همکاری
اگر فروشنده قرارداد بزرگی ایجاد کرده ولی مشتری یک ماه بعد از پایان همکاری پول را بپردازد، پورسانت چه میشود؟
این موارد مستقیماً با حقوق پورسانتی مرتبطاند و اگر از ابتدا مشخص نشوند، حتی یک فرمول ساده میتواند به اختلاف جدی تبدیل شود.
فقط درصد پورسانت را در قرارداد ننویسید
عبارت «3 درصد پورسانت فروش» هنوز کامل نیست. مبنای فروش، زمان قطعیشدن پورسانت، تخفیف، برگشت کالا، فروش اعتباری، وصول مطالبات و تاریخ پرداخت را هم مشخص کنید. فرمول خوب باید طوری باشد که فروشنده و حسابدار با اطلاعات یکسان به یک عدد برسند.
نمونه بند محاسبه پورسانت در قرارداد
نمونه زیر صرفاً برای روشنشدن ساختار متن است و باید با مدل واقعی شرکت تطبیق داده شود:
نمونه بند پورسانت فروش
علاوه بر حقوق و مزایای قانونی، به کارمند بابت فروشهای منتسب به وی، معادل 3 درصد از مبلغ خالص فروش وصولشده پرداخت میشود. منظور از فروش خالص، مبلغ فاکتور پس از کسر تخفیفات و برگشت از فروش و بدون احتساب مالیات و عوارض است. پورسانت هر ماه پس از قطعیشدن وصولها محاسبه و حداکثر تا دهم ماه بعد پرداخت خواهد شد.
این نمونه برای همه شرکتها مناسب نیست. اگر مدل پورسانت پلکانی، سودمحور یا تیمی دارید، همان فرمول باید جایگزین شود.
نمونه کامل محاسبه فیش حقوق پورسانتی
فرض کنیم فروشندهای این شرایط را دارد:
حقوق ثابت قراردادی: 25 میلیون تومان
فروش ثبتشده: 900 میلیون تومان
برگشت از فروش: 50 میلیون تومان
تخفیفهای قابل کسر: 30 میلیون تومان
پورسانت: 4 درصد فروش خالص
ابتدا فروش خالص:
900 - 50 - 30 = 820 میلیون تومان
سپس پورسانت:
820 × 4٪ = 32.8 میلیون تومان
حقوق و پورسانت قبل از سایر اقلام و کسورات:
25 + 32.8 = 57.8 میلیون تومان
| شرح | مبلغ |
|---|---|
| فروش ثبتشده | 900 میلیون تومان |
| برگشت از فروش | 50 میلیون تومان |
| تخفیف قابل کسر | 30 میلیون تومان |
| فروش خالص مبنای پورسانت | 820 میلیون تومان |
| پورسانت 4٪ | 32.8 میلیون تومان |
| حقوق ثابت | 25 میلیون تومان |
| جمع حقوق ثابت و پورسانت | 57.8 میلیون تومان |
بعد از این مرحله، واحد حقوق و دستمزد باید سایر مزایا و کسورات قانونی مربوط به شخص را نیز براساس وضعیت واقعی او اعمال کند. درباره کارمزدیها، مقررات بیمه و حداقل مزد همچنان پابرجاست.
چطور گزارش پورسانت را طوری بنویسیم که قابل کنترل باشد؟
یک گزارش پورسانت خوب نباید فقط یک عدد نهایی داشته باشد.
فروشنده باید بتواند بفهمد عدد چطور به دست آمده است.
گزارش ماهانه میتواند این ستونها را داشته باشد:
| شماره فاکتور | مبلغ فروش | تخفیف | برگشت | مبلغ وصولشده | مبنای پورسانت | نرخ | پورسانت |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| 1405-101 | 120 میلیون | 5 میلیون | 0 | 115 میلیون | 115 میلیون | 3٪ | 3.45 میلیون |
| 1405-102 | 200 میلیون | 0 | 20 میلیون | 180 میلیون | 180 میلیون | 3٪ | 5.4 میلیون |
با چنین گزارشی اختلاف خیلی سریع پیدا میشود.
اگر عدد پورسانت فقط بهصورت دستی و بدون جزئیات وارد فیش شود، کارمند فروش نمیداند بابت کدام فاکتور مبلغ گرفته و حسابدار هم چند ماه بعد نمیتواند بهراحتی محاسبه را بازسازی کند.
برای مجموعههایی که تعداد فروش بالایی دارند، بهتر است گزارش فروش و محاسبه پورسانت از سیستم مالی و فروش استخراج شود؛ نه اینکه همه محاسبات آخر ماه در چند فایل پراکنده انجام شوند.
بهتر است در گزارش، «درصد از فروش»، مبلغ مشمول کارمزد، کسورات فروش و پورسانت نهایی هر فاکتور جداگانه مشخص شوند تا فروشنده و حسابدار بتوانند عدد نهایی را بدون محاسبه مجدد کنترل کنند.

رایجترین اشتباه در محاسبه حقوق پورسانتی
مشکل بیشتر شرکتها از درصد پورسانت نیست؛ از تعریف ناقص مبنا است.
فروشنده میگوید:
«من یک میلیارد فروختم، 5 درصدش میشود 50 میلیون.»
حسابدار میگوید:
«150 میلیون هنوز وصول نشده، 50 میلیون برگشت داشته و 30 میلیون هم تخفیف خورده؛ پورسانت روی یک میلیارد حساب نمیشود.»
ممکن است هر دو براساس برداشت خودشان درست بگویند.
مسئله این است که شرکت قبل از شروع کار مشخص نکرده چه عددی «فروش مشمول پورسانت» محسوب میشود.
اشتباههای دیگری هم زیاد دیده میشوند:
مشخصنکردن اینکه درصد روی فروش است یا سود؛
تغییر درصد در وسط دوره بدون اصلاح توافق؛
تعیین پورسانت پلکانی بدون توضیح نحوه پلهها؛
ثبتنکردن فروش برگشتی؛
پرداخت پورسانت خارج از فیش بدون بررسی بیمه و مالیات؛
یکی گرفتن پورسانت با پاداش؛
حذف حداقلهای قانون کار به دلیل پورسانتیبودن شغل؛
مشخصنکردن پورسانت فروشهای وصولشده بعد از قطع همکاری.
تقریباً همه این موارد با یک فرمول شفاف و گزارش قابل کنترل قابل پیشگیریاند.
برای محاسبه پورسانت اول این 6 عدد را مشخص کنید
قبل از اینکه سراغ اکسل یا نرمافزار بروید، فقط این موارد را مشخص کنید:
1. حقوق ثابت
مبلغ ثابت قابل پرداخت طبق قرارداد و مقررات.
2. مبنای پورسانت
فروش، سود یا وصول.
3. درصد
مثلاً 2، 3 یا 5 درصد.
4. تارگت
اگر پرداخت مشروط به رسیدن به یک هدف است.
5. کسورات از مبنای فروش
مانند تخفیف یا برگشت.
6. زمان تسویه
همان ماه، ماه بعد یا پس از وصول.
اگر این شش مورد روشن باشند، محاسبه معمولاً ساده است. اگر روشن نباشند، پیشرفتهترین نرمافزار هم نمیتواند اختلاف قراردادی را حل کند.
حقوق پورسانتی را چطور در سیستم حسابداری کنترل کنیم؟
وقتی فروش کم است، محاسبه دستی ممکن است جواب بدهد. اما اگر صدها فاکتور، چند فروشنده، برگشت کالا و فروش اعتباری وجود داشته باشد، محاسبه دستی سریعاً دردسرساز میشود.
سیستم باید بتواند فروش هر فروشنده را مشخص کند، فاکتورهای برگشتی را جدا کند، وصول را نشان دهد و گزارش دورهای بدهد.
بعد از آن فرمول پورسانت روی همین اطلاعات اجرا میشود.
وقتی تعداد فروشندهها، فاکتورها و مدلهای کارمزد فروش زیاد میشود، استفاده از یک نرمافزار حقوق و دستمزد مناسب میتواند محاسبه حقوق ثابت، پورسانت، بیمه و کسورات را منظمتر و قابل کنترلتر کند.
یعنی مسیر درست این است:
فروش ثبتشده → کنترل تخفیف و برگشت → کنترل وصول → تعیین مبلغ مشمول → اعمال نرخ → ثبت پورسانت
نه اینکه مدیر فروش آخر ماه یک عدد تقریبی برای حسابداری ارسال کند.
در یک سیستم درست، حقوق ثابت، کارمزد فروش، درآمد متغیر، بیمه و کسورات هرکدام با عنوان و فرمول مشخص ثبت میشوند تا عدد نهایی فیش با گزارش فروش تطابق داشته باشد.
محاسبه حقوق و پورسانت را از روی فاکتور واقعی تمرین کنید
اگر در واحد مالی یا حقوق و دستمزد کار میکنید، ثبت فروش، محاسبه کارمزد، بیمه و تهیه فیش را بهصورت عملی یاد بگیرید تا اختلاف بین گزارش فروش و حقوق آخر ماه کمتر شود.
اگر درباره محاسبه درصد از فروش، کارمزد فروش یا نحوه ثبت پورسانت در حقوق و دستمزد سوال مشخصی دارید، میتوانید آن را در بخش پرسش و پاسخ حسابداری و حقوق و دستمزد مطرح کنید.
اگر محاسبه پورسانت شرکت شما مبهم است
اگر چند مدل فروش دارید یا فروش نقدی، اعتباری و برگشتی همزمان انجام میشود، بهتر است قبل از ایجاد جدول پورسانت، فرمول را دقیق مشخص کنید. درصد خوب بدون تعریف درست «مبنای پورسانت» فایده زیادی ندارد.
جمعبندی
حقوق پورسانتی یا حقوق درصدی مدلی است که بخشی از دریافتی فرد به فروش یا عملکرد او وابسته است. این مبلغ ممکن است در شرکت با عنوان پورسانت فروش، کارمزد فروش، درصد از فروش، درآمد متغیر یا Commission ثبت شود. رایجترین ساختار نیز حقوق ثابت بهعلاوه پورسانت است.
قانون کار درصد مشخصی برای پورسانت فروش تعیین نکرده است. ماده 35، پرداخت بر اساس میزان کار را تحت عنوان کارمزد شناخته و در روابط مشمول قانون کار، حداقلهای قانونی مزد همچنان باید رعایت شوند. بنابراین پورسانتیبودن یک شغل، بهخودیخود حقوق قانونی کارگر را حذف نمیکند.
مهمترین بخش قرارداد پورسانتی، خود درصد نیست؛ باید دقیقاً مشخص شود درصد روی فروش ناخالص، فروش خالص، سود یا مبلغ وصولشده محاسبه میشود. نحوه برخورد با تخفیف، برگشت کالا، فروش اعتباری، تارگت، پلههای فروش و زمان تسویه نیز باید از ابتدا روشن باشد.
در نهایت یک سیستم پورسانت خوب باید به اندازهای شفاف باشد که فروشنده و حسابدار با یک گزارش فروش و یک فرمول مشخص، بدون مذاکره دوباره در پایان ماه، به یک مبلغ یکسان برسند.
سوالات متداول
-
حقوق پورسانتی چیست؟
حقوق پورسانتی مدلی از پرداخت است که در آن بخشی از دریافتی فرد به نتیجه کار او وابسته میشود، معمولاً بر اساس میزان فروش.
-
آیا قانون کار پورسانت را به رسمیت میشناسد؟
قانون کار بهصراحت واژه 'پورسانت' را تعریف نکرده اما پرداخت مزد بر مبنای میزان کار انجام شده را تحت عنوان 'کارمزد' به رسمیت میشناسد.
-
چگونه پورسانت محاسبه میشود؟
پورسانت بهطور کلی به صورت 'حقوق ثابت + پورسانت' محاسبه میشود و میتواند بر اساس فروش، سود، وصول مطالبات یا هدف فروش تعیین گردد.
-
آیا کارمندان پورسانتی باید حقوق ثابت نیز دریافت کنند؟
بله، بر اساس قوانین کار، کارفرما نمیتواند کمتر از حداقل مزد قانونی پرداخت کند، حتی اگر فرد پورسانتی باشد.
-
پورسانت پلکانی چیست؟
پورسانت پلکانی به این معنی است که با بالاتر رفتن میزان فروش، نرخ پورسانت نیز افزایش پیدا کند.



ارسال نظر