سامانه جامع تجارت؛ چرا دیگر نمیتوان زنجیره تجارت را بدون آن مدیریت کرد؟
تجارت، پیش از آنکه به سامانه، فرم، کد و ثبت اطلاعات نیاز داشته باشد، به چند سوال ساده اما اساسی پاسخ میدهد:
کالایی که در اختیار ماست، چیست، از کجا آمده، متعلق به چه کسی است و اکنون کجاست؟
پاسخ به این پرسشها در تجارت سنتی، زمانی که تعداد فعالان اقتصادی محدودتر، حجم مبادلات کمتر و زنجیره تامین سادهتر بود، چندان دشوار به نظر نمیرسید. اما با توسعه تجارت، افزایش حجم مبادلات، تنوع کالاها، گستردهتر شدن زنجیرههای تامین و ورود دستگاههای متعدد به فرآیند تجارت، دیگر نمیتوان اطلاعات یک کالا را صرفاً در قالب چند سند و پرونده جداگانه مدیریت کرد.
ممکن است کالایی تولید یا وارد کشور شود، در گمرک اظهار شود، وارد یک انبار شود، میان چند فعال اقتصادی خرید و فروش شود، چند بار جابهجا شود و در نهایت به مصرفکننده برسد؛ اما اطلاعات هر یک از این مراحل نزد یک شخص، شرکت یا دستگاه متفاوت باقی بماند.
در چنین شرایطی، اگر بخواهیم بدانیم کالا از کجا آمده، چه کسی مالک آن است، چه مقدار از آن وجود دارد، در کدام محل نگهداری میشود و چه مسیری را طی کرده است، دیگر داشتن اسناد پراکنده کافی نیست. اطلاعات باید به یکدیگر متصل باشند.
سامانه جامع تجارت دقیقاً در پاسخ به همین نیاز شکل گرفته است.
قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز، دولت را مکلف کرده است برای پیشگیری از قاچاق و شناسایی نظاممند آن، سامانههای الکترونیکی و هوشمند مورد نیاز برای نظارت بر فرآیندهای واردات، صادرات، حمل، نگهداری و مبادله کالا و ارز را ایجاد و راهاندازی کند. همچنین وزارت صنعت، معدن و تجارت مکلف شده است با همکاری ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، گمرک و سایر دستگاههای ذیربط، سامانه نرمافزاری جامع یکپارچهسازی و نظارت بر فرآیند تجارت را ایجاد و بهرهبرداری کند.
بنابراین، سامانه جامع تجارت را نباید صرفاً یک سامانه اداری برای ثبت سفارش، دریافت مجوز، انجام عملیات سامانهای یا حتی دریافت سهمیه برای خرید از بورس کالا دانست.
سامانه جامع تجارت بخشی از یک نظام اطلاعاتی و نظارتی برای مشاهده، ثبت، کنترل و رهگیری زنجیره تجارت است.
چرا اصلاً به سامانه جامع تجارت نیاز پیدا شد؟
برای درک ضرورت سامانه جامع تجارت، بهتر است تجارت را نه بهعنوان مجموعهای از معاملات جداگانه، بلکه به شکل یک زنجیره ببینیم.
یک کالا ممکن است:
تولید شود
⬇️
وارد انبار شود
⬇️
جابهجا شود
⬇️
فروخته شود
⬇️
مالک آن تغییر کند
⬇️
دوباره در انبار قرار گیرد
⬇️
به فروشنده دیگری منتقل شود
⬇️
به مصرفکننده برسد
اگر اطلاعات هر مرحله مستقل از مرحله بعدی ثبت شود، تصویر کاملی از کالا وجود نخواهد داشت.
در چنین شرایطی سه پرسش اساسی مطرح میشود:
کالا چیست؟
متعلق به چه کسی است؟
در کجا قرار دارد؟
نظام شناسه کالا و شناسه رهگیری برای پاسخ دادن به همین نیاز شکل گرفته است.
قانون، شناسه کالا را شناسهای چندرقمی مبتنی بر نظام جامع طبقهبندی کالا تعریف کرده است که مشخصات ماهوی هر قلم کالا را مشخص میکند و در سامانه به ثبت میرسد.
در مقابل، شناسه رهگیری شناسهای مبتنی بر شناسه کالا است که برای منحصر بهفرد کردن هر واحد کالا اختصاص مییابد و امکان استعلام ماهیت، مالکیت و موقعیت کالا در هر نقطه از زنجیره تامین را فراهم میکند.
به زبان ساده:
شناسه کالا میگوید «این کالا چیست»؛ شناسه رهگیری کمک میکند بدانیم «این واحد کالا کدام است»، متعلق به چه کسی است و در زنجیره تامین کجا قرار دارد»»
در نتیجه، وقتی از رهگیری کالا صحبت میکنیم، منظور صرفاً پیدا کردن محل فیزیکی کالا نیست؛ بلکه صحبت از ایجاد امکان مشاهده و بررسی هویت، مالکیت و موقعیت کالا در زنجیره تجارت است.
سامانه جامع تجارت؛ یک سامانه یا یک زنجیره اطلاعاتی؟
یکی از اشتباهات رایج، تصور سامانه جامع تجارت بهعنوان یک سامانه کاملاً مستقل است.
در واقع، فلسفه شکلگیری آن بر یکپارچهسازی اطلاعات و ارتباط میان فرآیندهای مختلف تجارت استوار است.
در این زنجیره، موضوعاتی مانند:
تجارت داخلی و خارجی
ثبت سفارش
گمرک
انبار و مراکز نگهداری کالا
حملونقل
شناسه کالا
شناسه رهگیری
اطلاعات واردات و صادرات
ارز
اعتبارسنجی فعالان تجاری
فرآیندهای مرتبط با خرید و فروش کالا
گرفتن سهمیه از بورس کالا
در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
برای مثال، قانون وزارت صمت را مکلف کرده است انبارها و مراکز نگهداری کالا را شناسهدار کند و اطلاعات مربوط به مالک کالا و نوع و میزان کالاهای ورودی و خروجی آنها را ثبت نماید تا امکان شناسایی کالاهای قاچاق فراهم شود.
بنابراین، هدف اصلی ایجاد یک تصویر پیوسته از گردش کالا است؛ تصویری که در آن اطلاعات هر مرحله بتواند به مرحله بعدی متصل شود.
از «کالا» تا «گردش کالا»
فرض کنیم یک شرکت 100 تن کالای مشخص خریداری کرده است.
در حالت معمول ممکن است برای این معامله اسناد متعددی وجود داشته باشد:
فاکتور خرید
بارنامه
قبض انبار
حواله خروج
فاکتور فروش
اسناد پرداخت
اسناد گمرکی، در صورت وارداتی بودن کالا
اما وجود این اسناد بهتنهایی به معنای وجود یک تصویر یکپارچه از کالا نیست.
ممکن است هر سند در جای خود کاملاً صحیح باشد، اما زمانی که اطلاعات این اسناد کنار یکدیگر قرار میگیرند، مشخص شود که مقدار کالا، محل نگهداری، مالکیت یا زمان ورود و خروج آن با یکدیگر انطباق ندارد.
اینجاست که مفهوم رهگیری کالا اهمیت پیدا میکند.
در این مدل، سوال دیگر فقط این نیست که:
«فاکتور خرید این کالا کجاست؟»
بلکه سوال بزرگتر این است:
«این کالا از چه مسیری وارد زنجیره تجاری شده و اکنون در کدام مرحله قرار دارد؟»
همین تغییر نگاه، فلسفه اصلی نظام رهگیری کالا را شکل میدهد.
نقش انبار؛ جایی که کالا باید قابل مشاهده باشد
کالا وقتی از یک مرحله تجاری به مرحله دیگر منتقل میشود، معمولاً در نقطهای نگهداری میشود.
به همین دلیل، انبار یکی از مهمترین حلقههای زنجیره تجارت است.
قانون برای سامانه جامع انبارها و مراکز نگهداری کالا، سازوکار قبض انبار و حواله انبار را پیشبینی کرده است.
این اسناد باید اطلاعاتی از جمله:
مشخصات کمی و کیفی کالا
مالک کالا
محل نگهداری
تحویلدهنده
تحویلگیرنده
تاریخ و زمان صدور
را دربر داشته باشند.
در نتیجه، انبار دیگر صرفاً محلی برای نگهداری فیزیکی کالا نیست؛ بلکه به یکی از نقاط مهم ثبت، کنترل و رهگیری گردش کالا تبدیل میشود.
وقتی ورود و خروج کالا باید قابل اثبات باشد
وقتی کالا وارد انبار میشود، باید بتوان ورود آن را در زنجیره اطلاعاتی مشاهده کرد؛ همانطور که هنگام خروج نیز باید سابقهای از خروج کالا وجود داشته باشد.
به همین دلیل، قانون برای ورود و خروج کالا از انبار بدون اسناد مربوط نیز ضمانت اجرا در نظر گرفته است.
بر اساس ماده 6 مکرر 2 قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز، ورود کالا به انبارها و مراکز نگهداری کالا و خروج کالا از آنها بدون قبض انبار و حواله انبار، برای نگهدارنده کالا جریمه نقدی در پی دارد:
صد میلیون ریال یا یکچهارم ارزش کالای موضوع تخلف؛ هرکدام بیشتر باشد.
این حکم یک پیام روشن دارد:
گردش فیزیکی کالا باید با گردش اطلاعاتی آن قابل تطبیق باشد.
یعنی اگر کالایی وارد یک انبار شده است، اطلاعات آن نیز باید در نظام اطلاعاتی مربوط قابل مشاهده باشد؛ و اگر کالا از انبار خارج شده است، خروج آن نیز باید دارای سابقه و مستند باشد.
این موضوع برای شرکتهایی که حجم بالایی از کالا را خریداری، نگهداری و به فروش میرسانند، اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا کوچکترین اختلاف میان موجودی واقعی و اطلاعات ثبتشده میتواند در ادامه زنجیره، خود را به شکل یک مغایرت نشان دهد.
چرا اطلاعات ناقص یا خلاف واقع اهمیت پیدا میکند؟
هر نظام اطلاعاتی، به اندازه کیفیت اطلاعاتی که در آن ثبت میشود قابل اعتماد است.
اگر مقدار کالا اشتباه ثبت شود، مالک کالا اشتباه درج شود، ورود و خروج با تاخیر ثبت شود یا اطلاعات خلاف واقع وارد شود، زنجیره اطلاعاتی کالا دچار اختلال خواهد شد.
به همین دلیل، قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز صرفاً ایجاد سامانه را مورد توجه قرار نداده، بلکه برای نحوه ثبت اطلاعات در سامانه نیز ضمانت اجرا تعیین کرده است.
بر اساس تبصره 2 ماده 5:
وارد کردن اطلاعات خلاف واقع، ناقص یا با تاخیر در سامانههای موضوع قانون، جرم است.
برای این رفتار نیز مجازات شش ماه تا دو سال انفصال موقت از خدمات دولتی و عمومی پیشبینی شده است.
این موضوع نشان میدهد که از نگاه قانونگذار، اطلاعات ثبتشده در سامانه صرفاً یک داده اداری نیست؛ بلکه بخشی از زیرساخت نظارت بر تجارت کشور محسوب میشود.
سامانه جامع تجارت و مبارزه با قاچاق
یکی از مهمترین دلایل ایجاد این نظام، مبارزه با قاچاق است.
اما مبارزه با قاچاق فقط به معنای کشف یک کالای قاچاق در خیابان، فروشگاه یا انبار نیست.
اگر دولت بتواند اطلاعات مربوط به یک کالا را در طول زنجیره تامین مشاهده کند، امکان شناسایی مغایرتها نیز افزایش پیدا میکند.
برای مثال:
اگر مقدار کالای ثبتشده در یک مرحله با مقدار موجود در مرحله بعدی سازگار نباشد؛
اگر کالایی بدون سابقه مشخص وارد یک انبار شود؛
اگر مالکیت کالا بدون سابقه قابل اتکا تغییر کند؛
اگر کالایی بدون اسناد لازم جابهجا شود؛
یا اطلاعات ثبتشده با کالای واقعی تطبیق نداشته باشد؛
نظام اطلاعاتی میتواند محل ایجاد مغایرت را مشخصتر کند.
بنابراین سامانه جامع تجارت قرار نیست جایگزین بازرسی و نظارت فیزیکی شود؛ بلکه اطلاعات لازم برای هدفمندتر و موثرتر شدن این نظارت را فراهم میکند.
چرا قانون برای عدم رعایت سامانه ضمانت اجرا تعیین کرده است؟
اگر ثبت اطلاعات در سامانه صرفاً یک کار اداری اختیاری بود، بخش مهمی از زنجیره اطلاعاتی از بین میرفت.
فرض کنید 90 درصد فعالان اقتصادی اطلاعات خود را دقیق و بهموقع ثبت کنند، اما 10 درصد دیگر اطلاعات را ثبت نکنند یا اطلاعات ناقص و خلاف واقع وارد کنند.
در این حالت، همان بخش کوچک میتواند بخشی از زنجیره تجارت را برای نظام نظارتی غیرقابل مشاهده کند.
به همین دلیل، قانون اشخاص حقیقی و حقوقی را مکلف به رعایت احکام مربوط به سامانههای راهاندازیشده کرده و برای عدم رعایت برخی از این تکالیف نیز ضمانت اجرا در نظر گرفته است.
در نتیجه، سامانه جامع تجارت را نباید یک مسیر اختیاری برای کسانی دانست که تمایل دارند اطلاعات بیشتری ثبت کنند؛ بلکه در بخشهایی که قانون تکلیف ایجاد کرده است، رعایت فرآیندهای سامانهای بخشی از الزامات فعالیت اقتصادی است.
سامانه جامع تجارت؛ فقط ابزار نظارت نیست، ابزار استفاده از فرصتهای تجاری هم هست
تا اینجا بیشتر از سامانه جامع تجارت از منظر شفافیت، کنترل و الزامات قانونی صحبت کردیم؛ اما نگاه کردن به سامانه فقط از این زاویه، بخش مهم دیگری از ماجرا را نادیده میگیرد.
برای یک فعال اقتصادی، سامانه جامع تجارت صرفاً محلی برای جلوگیری از تخلف نیست.
اطلاعات صحیح، کامل و بهروز سامانه میتواند بخشی از زیرساخت استفاده از ظرفیتهای قانونی تجارت و تامین مالی شرکت باشد.
این موضوع بهویژه در بازارهایی مانند فولاد اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ بازاری که زمان خرید، میزان دسترسی به کالا، حجم معامله و اختلاف قیمت میتواند مستقیماً بر سودآوری یک مجموعه اثر بگذارد.
یکی از نمونههای مهم، فرآیندهای مرتبط با خرید از بورس کالا است.
شرکتی که فعالیت قانونی دارد و ظرفیت خرید از بورس کالا را در اختیار دارد، نباید صرفاً به دلیل بینظمی، مغایرت یا بهروز نبودن اطلاعات سامانهای، فرصت خرید مناسب را از دست بدهد.
در بازاری که ممکن است یک خرید مناسب، سود قابل توجهی برای شرکت ایجاد کند، آماده نبودن اطلاعات و فرآیندهای سامانهای میتواند به معنای از دست دادن یک فرصت واقعی اقتصادی باشد.
بنابراین:
سامانه جامع تجارت فقط برای جلوگیری از ضرر نیست؛ میتواند برای استفاده بهتر از فرصتهای قانونی تجارت نیز اهمیت داشته باشد.
این موضوع در حوزه تامین مالی نیز اهمیت پیدا میکند.
امروز فعالیت تجاری شرکتها دیگر صرفاً در محدوده فاکتور و دفاتر داخلی شرکت دیده نمیشود. اطلاعات و سوابق تجاری میتوانند در فرآیندهای مختلف اقتصادی و مالی مورد استفاده قرار گیرند و موضوعاتی مانند تسهیلات بانکی، اعتبار، تامین مالی، اعتبار اسنادی (LC) و سایر خدمات مالی و تجاری نیز به وضعیت و سوابق فعالیت اقتصادی مجموعهها وابستهاند.
از این منظر، شرکتی که اطلاعات تجاری خود را منظم، صحیح و بهروز نگه میدارد، صرفاً در حال انجام یک تکلیف اداری نیست؛ بلکه در حال حفظ آمادگی تجاری و مالی خود است.
به بیان ساده:
کسی که قانونی و حرفهای فعالیت میکند، نباید به دلیل ضعف در مدیریت سامانه جامع تجارت، از فرصتهای قانونی خرید، فروش، تامین مالی و توسعه فعالیت خود عقب بماند.
بنابراین نگاه حرفهای به سامانه این نیست که:
«چه چیزی را باید در سامانه ثبت کنیم؟»
بلکه سوال مهمتر این است:
چگونه اطلاعات و فرآیندهای سامانه را مدیریت کنیم تا هم الزامات قانونی را رعایت کنیم و هم ظرفیتهای تجاری و مالی شرکت را از دست ندهیم؟
یک مثال ساده از زنجیره فولاد
فرض کنیم یک محموله فولادی وارد چرخه تجارت شده است.
در یک زنجیره مطلوب، باید بتوان پرسید:
این کالا چیست؟
شناسه کالا به این پرسش پاسخ میدهد.
این واحد کالا کدام است؟
در موارد مشمول، شناسه رهگیری برای همین هدف به کار میرود.
مالک کالا چه کسی است؟
اطلاعات مالکیت باید در زنجیره قابل بررسی باشد.
کالا کجا نگهداری میشود؟
اطلاعات محل نگهداری باید در نظام مربوط ثبت شده باشد.
چه زمانی وارد انبار شده است؟
اطلاعات ورود و قبض انبار.
چه زمانی از انبار خارج شده است؟
اطلاعات خروج و حواله انبار.
به چه کسی منتقل شده است؟
اطلاعات معامله و انتقال در فرآیند مربوط.
در چنین ساختاری، کالا فقط یک موجودی فیزیکی در انبار نیست؛ بلکه دارای هویت و سابقه اطلاعاتی است.
در نتیجه، هدف نهایی این نیست که شرکت چند فرم بیشتر پر کند.
هدف این است که:
کالا در زنجیره اقتصاد کشور گم نشود.
از نگاه یک شرکت، سامانه جامع تجارت چه معنایی دارد؟
برای یک بنگاه اقتصادی، سامانه جامع تجارت را نباید صرفاً یک «تکلیف دولتی» دید.
در صورت اجرای صحیح، این سامانه میتواند میان بخشهای مختلف شرکت ارتباط ایجاد کند:
خرید
⬇️
انبار
⬇️
فروش
⬇️
حسابداری
⬇️
اسناد و مدارک
⬇️
گردش کالا
هرچه این اطلاعات با یکدیگر منطبقتر باشند، کنترل داخلی شرکت نیز دقیقتر خواهد بود.
برای مثال، اگر حسابداری شرکت یک میزان موجودی را نشان دهد، انبار مقدار دیگری داشته باشد و اطلاعات سامانه نیز عدد متفاوتی را نشان دهد، مسئله دیگر صرفاً یک «اشتباه سامانهای» نیست.
این اختلاف میتواند نشانهای از وجود مشکل در یکی از فرآیندهای:
خرید
دریافت کالا
انبار
فروش
خروج کالا
ثبت اسناد
انتقال مالکیت
یا کنترل داخلی شرکت
باشد.
به همین دلیل، مدیریت سامانه جامع تجارت باید از سطح ثبت اطلاعات فراتر برود و به سطح مدیریت فرآیند و کنترل اطلاعات برسد.
سامانه جامع تجارت؛ حرکت از «اعتماد به سند» به «قابلیت ردیابی»
یکی از تغییرات اساسی که نظام سامانهای ایجاد میکند، تغییر نگاه به اسناد و اطلاعات است.
در گذشته ممکن بود یک سند بهتنهایی مبنای بررسی یک معامله قرار گیرد.
اما در یک نظام اطلاعاتی یکپارچه، ارزش اطلاعات زمانی بیشتر میشود که بتوان آن را با سایر اطلاعات مرتبط تطبیق داد.
برای مثال:
فاکتور خرید
با
ورود کالا به انبار
و سپس با
خروج کالا
و بعد با
فروش کالا
قابل تطبیق باشد.
در این حالت، به جای اینکه هر سند را بهصورت جداگانه بررسی کنیم، میتوانیم زنجیره اطلاعاتی کالا را بررسی کنیم.
این همان نقطهای است که سامانه جامع تجارت از یک ابزار اداری به یک ابزار کنترل، شفافیت و مدیریت تجارت تبدیل میشود.
وقتی سامانه درست مدیریت نشود، مشکل فقط سامانه نیست
گاهی یک شرکت با مغایرتهای سامانهای مواجه میشود و اولین واکنش این است که مشکل را به خود سامانه نسبت دهد.
اما در بسیاری از موارد، ریشه مشکل جای دیگری است.
ممکن است:
کالا در سیستم حسابداری درست تعریف نشده باشد؛
واحد سنجش کالا در بخشهای مختلف متفاوت باشد؛
موجودی واقعی با موجودی ثبتشده تطابق نداشته باشد؛
ورود یا خروج کالا بهموقع ثبت نشده باشد؛
اسناد خرید و فروش با عملیات واقعی منطبق نباشد؛
اطلاعات مالکیت یا محل نگهداری بهدرستی مدیریت نشده باشد؛
یا مسئولیتهای مربوط به سامانه در شرکت بهصورت مشخص تقسیم نشده باشد.
در چنین شرایطی، اصلاح یک رکورد در سامانه شاید مشکل ظاهری را برطرف کند، اما مشکل اصلی همچنان باقی خواهد ماند.
سامانه، آینه فرآیندهای شرکت است.
هرچه فرآیندهای داخلی منظمتر باشند، اطلاعات سامانه نیز منسجمتر خواهد بود؛ و هرچه فرآیندها پراکندهتر باشند، مغایرتهای سامانهای نیز بیشتر خواهند شد.
چرا استفاده از تیم تخصصی اهمیت پیدا میکند؟
مدیریت سامانه جامع تجارت، مخصوصاً در شرکتهایی که حجم بالایی از خرید، فروش، واردات، تولید، انبارداری و جابهجایی کالا دارند، تنها با یادگیری چند عملیات سامانهای تمام نمیشود.
گاهی لازم است ابتدا مشخص شود:
فرآیند واقعی شرکت چگونه است؟
سپس بررسی شود:
این فرآیند در سامانه چگونه باید منعکس شود؟
و در نهایت مشخص شود:
بین حسابداری، انبار، خرید، فروش و سامانه چه ارتباطی باید برقرار باشد؟
به همین دلیل، حضور یک تیم متخصص میتواند به شرکت کمک کند تا به جای برخورد موردی با خطاها و مغایرتها، ریشه فرآیند را شناسایی و اصلاح کند.
تجربه تخصصی حصین حاسب در سامانه جامع تجارت
حصین حاسب از سال 1400 بهصورت تخصصی و مستمر درگیر سامانه جامع تجارت بوده است.
در این سالها، تجربه ما صرفاً به انجام عملیات سامانهای محدود نشده؛ بلکه سامانه را در ارتباط با فرآیندهای واقعی شرکتها، از جمله خرید، فروش، انبار، حسابداری، گردش کالا و اسناد تجاری دنبال کردهایم.
این تجربه یک نکته مهم را برای ما روشن کرده است:
بخش قابل توجهی از مشکلات سامانهای، در اصل مشکلات فرآیندی شرکت هستند که خود را در سامانه نشان میدهند.
به همین دلیل، رویکرد تخصصی ما این نیست که فقط پاسخ دهیم:
«در سامانه چه چیزی را ثبت کنیم؟»
بلکه تلاش میکنیم پاسخ دهیم:
فرآیند شرکت چگونه باید طراحی و مدیریت شود تا اطلاعات واقعی کسبوکار، بهدرستی و بدون ایجاد مغایرت در سامانه منعکس شود؟
این نگاه باعث میشود سامانه جامع تجارت از یک مسئولیت روزمره و گاه خستهکننده، به بخشی از نظام کنترل و مدیریت اطلاعات شرکت تبدیل شود.
اگر شرکت شما با مغایرتهای سامانه و انبار مواجه است، فرآیندهای خرید و فروش با اطلاعات ثبتشده همخوانی ندارد، مسئولیتهای سامانهای بهصورت مشخص تعریف نشده است، یا احساس میکنید بخشی از ظرفیتهای تجاری و مالی شرکت به دلیل ضعف در مدیریت سامانه از دست میرود، مسئله را نباید صرفاً به «کار با سامانه» محدود کرد.
مسئله اصلی، مدیریت صحیح زنجیره اطلاعات تجارت است.
و این دقیقاً جایی است که تجربه و تخصص میتواند تفاوت ایجاد کند.
جمعبندی؛ سامانه جامع تجارت را باید شناخت، نه فقط انجام داد
سامانه جامع تجارت را نمیتوان صرفاً سامانهای برای ثبت سفارش، دریافت مجوز یا ارسال اطلاعات دانست.
این سامانه بخشی از یک نظام بزرگتر است که هدف آن ایجاد شفافیت، یکپارچگی و قابلیت رهگیری در فرآیند تجارت است.
در این نظام:
کالا باید هویت داشته باشد.
گردش کالا باید قابل ثبت باشد.
محل نگهداری کالا باید مشخص باشد.
ورود و خروج کالا باید قابل ردیابی باشد.
مالکیت باید قابلیت بررسی داشته باشد.
اطلاعات ثبتشده باید با واقعیت فیزیکی کالا قابل تطبیق باشد.
و در کنار همه این موارد، یک شرکت حرفهای باید بتواند از همین زیرساخت برای حفظ فرصتهای تجاری، تسهیل فرآیندهای مالی و مدیریت بهتر کسبوکار خود نیز استفاده کند.
به همین دلیل، شاید بتوان بهترین تعریف عملی از سامانه جامع تجارت را اینگونه بیان کرد:
سامانه جامع تجارت تلاشی برای تبدیل تجارت از مجموعهای از رویدادهای پراکنده به یک زنجیره قابل مشاهده، قابل تطبیق و قابل رهگیری است.
اهمیت سامانه نیز دقیقاً از همینجا آغاز میشود؛ زیرا در اقتصادی که کالا قابل شناسایی، گردش کالا قابل مشاهده و اطلاعات قابل تطبیق باشد، هم مبارزه با قاچاق هدفمندتر میشود، هم کنترل تجارت دقیقتر، هم مدیریت داخلی بنگاه منسجمتر و هم امکان استفاده از ظرفیتهای قانونی تجارت و تامین مالی بیشتر خواهد شد.
بنابراین سوال امروز دیگر این نیست که:
«آیا باید با سامانه جامع تجارت کار کنیم؟»
قانون، پاسخ این سوال را تا حد زیادی مشخص کرده است.
سوال حرفهایتر این است:
آیا سامانه جامع تجارت را صرفاً بهعنوان یک الزام انجام میدهیم، یا آن را بهعنوان بخشی از زیرساخت اطلاعاتی و تجاری کسبوکار خود مدیریت میکنیم؟
تفاوت این دو نگاه، میتواند تفاوت میان صرفاً انجام یک تکلیف و مدیریت حرفهای زنجیره تجارت باشد.
حصین حاسب | از سال 1400 در کنار فعالان اقتصادی در مسیر سامانه جامع تجارت
تجربه مستمر، نگاه فرآیندی و تخصص در سامانه جامع تجارت؛ از ثبت اطلاعات تا اصلاح فرآیند و مدیریت زنجیره تجارت
آریا حیدری مرداد ماه هزار و چهارصد و پنج شمسی
ارسال نظر