ضرورت توجه به عوامل فرهنگی موثر بر تمکین مالیاتی
شواهد متقن و متعددی وجود دارد که نشان می دهد تمکین مالیاتی مودیان در کشورهای مختلف دنیا فقط تحت تاثیر سازوکارها و اهرم های الزام آور قانونی قرار ندارد. عوامل موثر دیگری نیز در این میان نقش دارند که از آن جمله می توان به عوامل فرهنگی و یا آنچه که پژوهشگران از آن با عنوان «عامل وجدان» یاد می کنند، اشاره کرد. منظور از عامل وجدان در پرداخت مالیات این است فرد خود را متعهد و موظف می داند مالیات خود را پرداخت کند. میزان این نوع تعهد اخلاقی بسته به نگرشی است که افراد جامعه نسبت به اثرات مالیات بر جامعه دارند.
در کشورهایی که فرهنگ مالیاتدهی در اعضای جامعه نهادینه شده است، افراد احساس می کنند با پرداخت مالیات دِین خود را نسبت به جامعه ادا می کنند. آنها در واقع، پرداخت مالیات را مترادف مشارکت در امور جامعه می دانند. جامعه زمانی به چنین مرحله ای می رسد که اعضای آن درک و تصور دقیقی از ضرورت و تاثیر مالیاتدهی پیدا کنند. تحقق این مهم مشارکت همه نهادهایی را که مسئول جامعهپذیر کردن افراد هستند، می طلبد. نهادهای خانواده، آموزش و رسانه از مهمترین این نهادها هستند که می بایست بار اصلی نهادینه کردن فرهنگ مالیاتی را بر دوش کشند. در برخی کشورها دولت ها برای تشویق افراد به پرداخت مالیات و نهادینه کردن فرهنگ مالیاتی از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند و حتی به اقداماتی مثل برگزاری قرعه کشی و اعطای جایزه به مودیان دست می زنند. اما در همان کشورها هم باور کارشناسان و مقامات مسئول بر این است که این اقدامات به خودی خود اثربخش نیست و به تنهایی به افزایش معنادار درآمدهای مالیاتی نخواهد انجامید. آنها معتقدند این مشوق ها زمانی که جزئی از یک نظام کنترلی و فرهنگی وسیع تر باشد، اثربخش خواهد بود. از این رو بسیاری از پژوهشگران و دانشمندان روانشناسی و علوم رفتاری کوشیده اند عواملی به غیر از اهرم های قانونی الزامآور و مشوق های فوق را که به افزایش تمکین مالیاتی فعالان اقتصادی می انجامد، شناسایی کنند. پژوهشگران دریافته اند یکی از مهمترین و اثربخش ترین عوامل در میان کسب و کارهای اقتصادی عاملی است که می توان آن را «فشار هنجاری» نامید. مثال معروف در این زمینه پژوهش تجربی جالبی است که دو پژوهشگر علوم رفتاری در سال 2011 در بریتانیا انجام دادند. آنها در پژوهش تجربی خود برای 100 هزار از شهروندان بریتانیا نامه نوشتند و از آنها خواستند نسبت به پرداخت مالیات های خود اقدام کنند. پژوهشگران چهار نوع نامه برای شهروندان نوشتند. در نامه اول نوشته شده بود: «آیا می دانید از هر 10 نفر، 9 نفر مالیات شان را در موعد مقرر پرداخت می کنند». در نامه دوم نوشته بودند: «آیا می دانید در بریتانیا از هر 10 نفر 9 نفر مالیات شان را به موقع پرداخت می کنند». محتوای نامه سوم هم چنین بود: « در بریتانیا از هر 10 نفر، 9 نفر مالیاتشان را به موقع می پردازند و شما جزء معدود افرادی هستید که مالیات نپرداخته اند». در نامه چهارم هم آمده بود: «پرداخت مالیات باعث می شود همه ما از خدمات عمومی و اساسی برخوردار شویم».
ارسال این نامه ها نتایج بسیار اثربخشی به همراه داشت. در این میان بویژه نامه سوم که محتوای آن دربردارنده نوعی فشار فرهنگی و هنجاری بود، اثربخشی بیشتری داشت. ارسال این نامه به تولید یک درآمد مالیاتی 3.18 میلیون دلاری انجامید. پژوهشگران معتقد بودند اگر این نامه برای همه اعضای گروه نمونه تحقیق ارسال می شد، مالیات پرداخت شده به 18.9 میلیون دلار می رسید.
مجموعه این یافته ها نشان می دهد افزایش آگاهی افراد از ضرورت و اثرات مالیات در جامعه تاثیر بسزایی در تقویت فرهنگ مالیات دهی و افزایش درآمدهای مالیاتی دارد. از این رو لازم است نهادهای مسئول در این حوزه فقط به تشریح ضرورت ها و الزام های قانونی پرداخت مالیات اکتفا نکنند و با بر شمردن اثرات و شیوه مصرف درآمدهای مالیاتی برای مردم آنها را از پیامدهای مثبت و سازنده پرداخت مالیات آگاه کنند. مثلاً می توان با نصب بنرهایی در بیمارستان ها و مراکز درمانی به مردم تاکید کرد که یک درصد از مالیات بر ارزش افزوده صرف تامین اعتبارات وزارت بهداشت و درمان جهت ارائه خدمات می شود. یا می توان در ایستگاه های حمل و نقل عمومی مثل مترو به اطلاع مردم رساند که حدود 3 درصد از این مالیات در اختیار شهرداری ها قرار می گیرد. با انتشار محتواها و پیام هایی از این دست می توان درک و آگاهی افراد جامعه از تاثیر عینی و ملموس پرداخت مالیات را افزایش داد و بنیان های فرهنگ مالیات دهی را مستحکم تر کرد.



ارسال نظر