مالیات میزبان هنر سنندج شد
سنندج، فقط به خاطر طبیعت زیبا و کوه آبیدر شناخته نیست، این شهر مهد موسیقی و آواز است، کافی است که سنندج را صبح زود دیده باشید، میشود صدایش را از لابهلای خیابانها شنید؛ صدایی که همیشه از ساختمانها بلند نمیشود.از خانهها میآید.از سازهایی که پیش از طلوع آفتاب کوک میشوند. از دف و دیوان و تنبور.از حنجرههایی که آواز را نه بهعنوان یک برنامه، که بهعنوان بخشی از زندگی میشناسند. سنندج شهری است که موسیقی برایش یک عنوان فرهنگی نیست؛ بخشی از حافظه شهر است.
درست همین جاست که یونسکو در سال 2019 (سه ماهه آخر سال 1396 و 9 ماهه اول سال 1397) سنندج را در شبکه شهرهای خلاق جهان در حوزه موسیقی قرار داد؛ در معرفی سنندج از 25 موسسه فعال موسیقی، 30 گروه موسیقی و 12 تولیدکننده ساز نام برد و دف را نیز یکی از عناصر مهم میراث موسیقیایی شهر دانست.
از همین روست که بسیاری از صاحبنظران شهرشناس و موسیقی دان بر این باور هستند که اینجا یعنی در میان کوه های زاگرس در غرب ایران، سنندج پیش از آنکه نیاز به مرکز فیزیکی یا ساختمانی برای فعالیت های موسیقیایی داشته باشد، زندگی مویسقیایی داشته و دارد.
کردستان سالهاست یکی از نقاط فعال جریان تئاتر در غرب کشور بوده و نام جشنواره بینالمللی تئاتر خیابانی مریوان، خود به بخشی از شناسنامه فرهنگی منطقه تبدیل شده است.هنرمندان سنندج و دیگر شهرهای کردستان، سالها در جشنوارهها و رویدادهای نمایشی حضور داشتهاند. پس مسئله اینجا فقط ساختن یک سالن نیست. مسئله این است که یک جریان فرهنگی موجود، صاحب یک زیرساخت بزرگتر و تخصصیتر شود.
شاید همین، بهترین نقطه شروع برای فهم قصه ساختمانی باشد که بیش از دو دهه است در قلب این شهر در حال ساخت است؛ ساختمانی که قرار است به عنوان یک جایی برای گرد آمدن اهالی فرهنگی و به خصوص موسیقی شهر سنندج یا فراتر از آن غرب ایران باشد.
اما این ساختمان که با نام تالار فرهنگی سنندج نام گرفته است خودش سالهاست که بیصدا مانده است. عملیات ساخت این پروژه از سال 1382 آغاز شد؛ تالار مرکزی سنندج قرار بود دو ساله و با اعتبارات استانی در پنج طبقه و در زمینی حدود 14 هزار و 500 مترمربع ساخته شود. تالار اصلی ظرفیت حدود 1200 نفر دارد و مجموعه، سالن چندمنظوره برای سینما، تئاتر و موسیقی، پلاتوهای متعدد، کارگاههای دکور، لباس و رنگ، نگارخانه، بخش اداری، پارکینگ و مهمانسرای VIP را در خود جای میدهد؛ همچنین برای دسترسی افراد دارای معلولیت نیز امکاناتی در نظر گرفته شد، اما منابع استانی پاسخگوی هزینههای ساخت نبود و طرح وارد فهرست پروژههای ملی شد.
سالها گذشت، دولتها آمدند و رفتند، مسئولان مختلف از پروژه بازدید کردند، اعتبار آمد، کم شد، دوباره اضافه شد و تالار، میان وعده افتتاح و خبر تخصیص اعتبار، آرامآرام به یکی از خاطرات طولانی پروژههای نیمهتمام کردستان تبدیل شد.
در سال 1396، زمانی که پروژه حدود 14 سال از آغاز عملیاتش را پشت سر گذاشته بود، رسانهها از پروژهای مینوشتند که پنج دولت، شش وزیر و شش استاندار از آن بازدید کرده بودند، اما هنوز به نتیجه نرسیده بود. در سال 1402، وزیر فرهنگ اعلام کرد در دو سال پیش از آن حدود 200 میلیارد تومان برای پروژه هزینه شده و پیشرفت آن به 75 درصد رسیده است؛ در همان مقطع وعده بهرهبرداری تا پایان دولت داده شد.
در سال 1404، گزارشها از پیشرفت 90 تا 91 درصدی پروژه خبر دادند و در آبان همان سال، عدد 93 درصد از سوی استاندار کردستان اعلام شد. در همان مقطع، برای تکمیل پروژه چهار هزار میلیارد ریال اعتبار جدید در نظر گرفته شد.
در سال 1405، احداث مجتمع فرهنگی ـ هنری سنندج با اعتبار 3 هزار و 220 میلیارد ریال، معادل 322 میلیارد تومان، در فهرست پروژههای طرح «نشاندار کردن مالیات» کردستان قرار گرفته است، نشانیِ جایی که قرار است سنندج، صدایی را که سالها در خیابانها و خانهها و جشنوارهها داشته، بالاخره از یک تالار بزرگتر به گوش برساند.سنندج سالهاست صدا دارد؛ حالا فقط مانده است تالارش تمام شود.
اصل ماجرا سادهتر و البته مهمتر از تبلیغ است، بخشی از مالیات پرداختی مودیان، در چارچوب ضوابط این طرح، میتواند به پروژههای مشخص و اولویتدار اختصاص پیدا کند و مودی امکان انتخاب محل هزینهکرد مالیات خود را از میان پروژههای تعریفشده دارد.
برای یک پروژه مثل تالار مرکزی سنندج، اهمیت این موضوع دقیقاً در همین «مشخص بودن مقصد» است.مالیات معمولاً در ذهن مردم یک عدد است؛ رقمی که پرداخت میشود و تمام.اما وقتی مالیات نشاندار میشود، مقصد آن برای مودی قابل مشاهدهتر میشود: یک پروژه، یک مدرسه، یک راه، یک طرح آبرسانی یا در اینجا، یک مجموعه فرهنگی.در مورد سنندج، این موضوع یک معنای دیگر هم پیدا میکند.
این دیگر فقط «اعتبار یک پروژه عمرانی» نیست.این رقم، بخشی از هزینه عبور یک پروژه فرهنگی از مرحله ساخت به مرحله استفاده است.
پروژه دیگر فقط در انتظار یک ردیف اعتباری کلی نیست؛ دستکم بخشی از منابع مورد نیاز آن اکنون میتواند از مسیری تامین شود که محل هزینهکرد آن برای مودی مشخص شده است.
برای سنندج، این یعنی مالیات میتواند از یک مفهوم اقتصادی به یک نشانی شهری برسد؛ به ساختمانی که قرار است در آن موسیقی شنیده شود، تئاتر روی صحنه برود و بخشی از زندگی فرهنگی شهر در فضایی حرفهایتر جریان پیدا کند.
بدیهی است طرح «نشاندار کردن مالیات» نه قهرمان داستان است و نه حاشیه آن؛ یک ابزار تامین مالی است که اگر درست اجرا و شفاف گزارش شود، میتواند بخشی از مسیر رسیدن این ساختمان 23 ساله به پایان را کوتاهتر کند.
ارسال نظر