مالیاتستانی هوشمند و جهشهای آماری
اگر بخواهیم میزان پیشرفت هوشمندسازی نظام مالیاتی را با یک شاخص قابل لمس بسنجیم، شاید بهترین نقطه شروع، مقایسه عملکرد سالهای 1402 و 1403 در نحوه رسیدگی به اظهارنامهها باشد. اعداد این دو سال نشان میدهد که حسابرسی سیستمی علاوه بر اینکه یک روش مکمل در کنار حسابرسی محسوب میشود اما اکنون در حال تبدیل شدن به مسیر غالب رسیدگی مالیاتی است.
در بخش اشخاص حقوقی، سهم حسابرسی سیستمی از 21 درصد در سال 1402 به 59 درصد در سال 1403 رسیده است؛ یعنی سهم این نوع رسیدگی در یک سال تقریباً سه برابر شده است. تعداد حسابرسیهای سیستمی نیز از 71 هزار و 832 اظهارنامه به 203 هزار و 500 اظهارنامه افزایش یافته است. در مقابل، حسابرسی دستی که در سال 1402، 33 درصد اظهارنامههای اشخاص حقوقی را شامل میشد، در سال 1403 به 14 درصد کاهش یافته و تعداد آن از 112 هزار و 880 مورد به 49 هزار و 470 مورد رسیده است.
این اعداد فقط یک جابهجایی آماری نیستند؛ آنها نشانه تغییر مدل مالیاتستانی هستند. سازمان امور مالیاتی در حال انتقال بخش بیشتری از فرآیند تشخیص مالیات از میز ممیز به زیرساختهای دادهای است. نتیجه چنین تغییری میتواند کاهش زمان رسیدگی، کاهش هزینههای اداری و مهمتر از همه، آزاد شدن ظرفیت نیروی انسانی برای تمرکز بر پروندههای پیچیده و پرریسک باشد.
در اشخاص حقیقی نیز این تغییر ابعاد قابل توجهی دارد. در عملکرد سال 1403، 99.5 درصد مجموع پروندههای اشخاص حقیقی، شامل پروندههای تبصره ماده 100 و اظهارنامهها، به صورت سیستمی رسیدگی یا قطعی شده است. همزمان سهم حسابرسی دستی اظهارنامههای اشخاص حقیقی از 22 درصد در سال 1402 به 13 درصد در سال 1403 کاهش یافته است. بنابراین، مسیر رسیدگی برای بخش بزرگی از مودیان از مراجعه و بررسی سنتی به سمت فرآیندهای سامانهای حرکت کرده است.
اما شاید مهمتر از سرعت رشد حسابرسی سیستمی، پیام این آمار برای آینده نظام مالیاتی باشد. وقتی سامانهها بتوانند اطلاعات اظهارنامه، صورتحسابها، معاملات، تراکنشهای بانکی و سایر دادههای اقتصادی را کنار یکدیگر قرار دهند، سازمان مالیاتی دیگر مجبور نیست برای همه پروندهها با یک روش و یک شدت رسیدگی کند. پروندههای کمریسک میتوانند سریعتر تعیین تکلیف شوند و تمرکز اصلی بر مودیان و پروندههایی قرار گیرد که احتمال مغایرت یا فرار مالیاتی در آنها بیشتر است.
البته نباید صرفاً از افزایش سهم حسابرسی سیستمی نتیجه گرفت که تمام مشکلات نظام مالیاتی حل شده است. هوشمندی سامانه به کیفیت دادههای آن وابسته است. اگر اطلاعات بانکی، معاملاتی یا فعالیت اقتصادی مودی ناقص یا اشتباه باشد، حتی یک سیستم پیشرفته نیز ممکن است به تشخیص نادرست برسد. به همین دلیل، گام بعدی باید تکمیل پایگاههای اطلاعاتی، پالایش دادهها و اصلاح مستمر قواعد محاسباتی باشد.
با این حال، مقایسه 1402 و 1403 یک واقعیت روشن را نشان میدهد؛ نظام مالیاتی در حال فاصله گرفتن از رسیدگی گسترده و دستی و حرکت به سمت مالیاتستانی مبتنی بر داده و ریسک است. اگر این روند با افزایش کیفیت اطلاعات همراه شود، حسابرسی سیستمی میتواند نهتنها فرآیند مالیاتگیری را سریعتر، بلکه آن را دقیقتر، قابل پیشبینیتر و عادلانهتر کند.
ارسال نظر