مالیات نشاندار؛ نوسازی یک تجربه موفق تاریخی
در سیاستگذاری عمومی، بسیاری از ایدههایی که امروز نوآورانه به نظر میرسند، در واقع بازخوانی تجربههای موفق گذشتهاند. «مالیات نشاندار» نیز از همین جنس است؛ روشی که این روزها دوباره در نظام مالی کشور مورد توجه قرار گرفته، اما سابقه آن به بیش از یک قرن پیش و یکی از مهمترین پروژههای توسعهای ایران، یعنی احداث راهآهن سراسری، بازمیگردد.
در آغاز قرن چهاردهم شمسی، ایران با دو مانع بزرگ برای توسعه زیرساختها روبهرو بود؛ از یک سو کمبود شدید منابع مالی و از سوی دیگر نفوذ قدرتهای خارجی که هرگونه وابستگی مالی را به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی تبدیل میکردند. در چنین شرایطی، اندیشهای شکل گرفت که به جای اتکا به وامهای خارجی، هزینه ساخت بزرگترین پروژه عمرانی کشور از محل منابع داخلی تامین شود.
پیشنهاد مرتضیقلیخان هدایت، صنیعالدوله، رئیس وقت مجلس اول شورای ملی بر پایه همین منطق استوار بود. او معتقد بود اگر مردم بدانند مالیاتی که پرداخت میکنند دقیقاً صرف چه پروژهای میشود، هم اعتماد بیشتری به دولت خواهند داشت و هم مشارکت آنان در تامین هزینههای توسعه افزایش خواهد یافت. نتیجه این نگاه، تصویب مالیات مشخص بر کالاهایی مانند قند، شکر و چای بود؛ مالیاتی که تنها برای ساخت راهآهن سراسری هزینه میشد.
اهمیت این تجربه صرفاً در تامین منابع مالی نبود. آنچه این مدل را متمایز میکرد، ایجاد پیوند میان مردم و پروژههای ملی بود. شهروندان میدانستند مالیات پرداختی آنان به جای آنکه در بودجه عمومی هزینه شود و خیلی ملموس نباشد، به ساخت تونل، پل، ایستگاه و ریل اختصاص مییابد. همین شفافیت، سرمایه اجتماعی لازم برای اجرای یکی از بزرگترین پروژههای تاریخ معاصر ایران را فراهم کرد.
امروز نیز فلسفه مالیات نشاندار بر همین اصل استوار است. زمانی که مودی مالیاتی میتواند انتخاب کند سهم مالیات او صرف ساخت بیمارستان، مدرسه، راه، طرحهای آبرسانی یا دیگر پروژههای عمرانی شود، احساس مشارکت جایگزین احساس اجبار میشود. این تفاوت، شاید مهمترین عامل افزایش تمکین مالیاتی باشد؛ زیرا مردم نتیجه مستقیم مشارکت خود را مشاهده میکنند.
تجربه تاریخی راهآهن سراسری نشان داد که توسعه پایدار صرفاً محصول منابع مالی نیست، بلکه به اعتماد عمومی نیز وابسته است. هر اندازه شفافیت در نحوه هزینهکرد مالیات افزایش یابد، فاصله میان دولت و مردم کاهش پیدا میکند و مالیات از یک هزینه تحمیلی به سرمایهگذاری مشترک برای آینده کشور تبدیل میشود.
اگر امروز سیاستگذاران از مالیات نشاندار به عنوان ابزاری برای تسریع پروژههای عمرانی سخن میگویند، در حقیقت بر مسیری گام گذاشتهاند که بیش از یک قرن پیش آزموده شده است. تاریخ راهآهن سراسری یادآور این واقعیت است که گاهی بهترین راهحلهای امروز، همان تجربههای موفق دیروز هستند؛ تجربههایی که نشان میدهند توسعه زمانی پایدار خواهد بود که مردم نه فقط پرداختکننده مالیات، بلکه شریک ساخت آینده کشور باشند.
ارسال نظر