مجتمع فرهنگی سرپل ذهاب با مشارکت مالیاتدهندگان تکمیل میشود
15 سال برای ساخت یک مجتمع فرهنگی در شهرستان سرپلذهاب زمان کوتاهی نیست. پروژهای که در مهرماه 1390 در شمار مصوبات سفر رهبر شهید انقلاب اسلامی ( به استان کرمانشاه قرار گرفت، پروژهای که در مسیر اجرای خود بارها با مسئله اعتبار و توقف عملیات روبهرو شد و حتی پس از رسیدن به پیشرفتهای بالا، برای عبور از آخرین مرحله ساخت به منابع مالی تازه نیاز داشت. حالا این پروژه با تامین 10 میلیارد تومان اعتبار موردنیاز از محل «مالیات نشاندار» به نقطه تکمیل رسیده است؛ اتفاقی که داستان این ساختمان را از یک پروژه عمرانی فراتر میبرد: اینکه بخشی از مالیات پرداختشده چگونه میتواند در قالب یک سالن نمایش، یک پلاتو و یک فضای عمومی فرهنگی دوباره به شهر بازگردد.
موقعیت جغرافیایی به شهر سرپل ذهاب ویژگی متفاوتی داده است. سرپلذهاب فقط یک مرکز شهری برای ساکنان خودش نیست؛ در منطقهای قرار گرفته که مرز، رفتوآمد، تجارت، جنگ و امنیت، بخشی از حافظه تاریخی و زندگی اجتماعی مردم آن بوده است. شهری که سالها در معرض آثار جنگ تحمیلی هشت ساله قرار داشت، پس از جنگ دوباره ساخته شد و در سال 1396 با یکی از بزرگترین زلزلههای دهههای اخیر کشور، بار دیگر بخشهایی از زیرساختهایش را از دست داد. این شهر در غرب استان و در نزدیکی مرز عراق قرار گرفته و حدود 48 کیلومتر مرز مشترک با عراق دارد. شهرستانی با بیش از 90 هزار نفر جمعیت، هشت دهستان و 226 روستا که بخشی از روستاهای آن در حریم مرز قرار گرفتهاند.
در چنین شهری، فرهنگ نمیتواند یک کالای لوکس و حاشیهای تلقی شود. برای شهری که همزمان باید با محدودیتهای یک منطقه مرزی، فاصله از مراکز بزرگ فرهنگی و تجربههای سنگین جنگ و زلزله کنار بیاید، وجود یک فضای فرهنگی مجهز میتواند بخشی از زیرساخت اجتماعی شهر باشد؛ جایی برای اینکه زندگی شهری فقط به کار، بازار و خدمات روزمره محدود نشود و امکان شکلگیری فعالیتهای هنری، آموزشی و اجتماعی نیز وجود داشته باشد.
این اهمیت بعد از زلزله 21 آبان 1396 بیشتر خودش را نشان داد. زلزله 7.3 ریشتری نهتنها به واحدهای مسکونی، بلکه به زیرساختهای عمومی و فرهنگی منطقه نیز آسیب زد. حتی در ماههای نخست پس از زلزله، اهمیت بازگشت فعالیتهای فرهنگی برای کودکان و نوجوانان مورد توجه قرار گرفت. آسیب جدی به مرکز فرهنگی هنری کانون باعث شد فعالیتهای آن تا آمادهشدن مرکز جدید در ساختمانی دیگر ادامه پیدا کند.
بعد از زلزله مشخص شد که بازسازی یک شهر فقط ساختن دوباره دیوارها نیست. شهر باید دوباره بتواند زندگی کند. مدرسه باید دوباره پر از دانشآموز شود، کتابخانه باید دوباره کتاب داشته باشد و سالن فرهنگی باید دوباره امکان جمعشدن مردم را فراهم کند. گزارشهای سالهای بعد نیز نشان میدهد که بازسازی زیرساختهای فرهنگی سرپلذهاب سالها پس از زلزله همچنان ادامه داشته است.
از اینرو، مجتمع فرهنگی هنری سرپلذهاب اهمیت بیشتری از یک ساختمان اداری یا یک پروژه عمرانی معمولی پیدا میکند. اینجا قرار است در شهری مرزی، فضایی برای تئاتر، اجرا، آموزش و فعالیت گروههای هنری شکل بگیرد؛ فضایی که میتواند به حفظ و تقویت ظرفیت فرهنگی منطقه کمک کند و بهخصوص برای کودکان و جوانانی که برای دسترسی به بخشی از امکانات فرهنگی ناچار به خروج از شهر هستند، یک امکان محلی ایجاد کند.
داستان مجتمع از سال 1390 آغاز شد؛ در سال 1396، برای ساخت پروژه 60 میلیارد ریال اعتبار اختصاص یافته بود و حدود 30 میلیارد ریال آن هزینه شده بود. با این حال، مسائل مربوط به زمین و تامین اعتبار همچنان از موانع ادامه پروژه عنوان میشد.
چهار سال بعد، در سال 1400، میزان پیشرفت فیزیکی پروژه حدود 90 درصد اعلام شد. اما «90 درصد پیشرفت» هنوز به معنای آماده بودن ساختمان برای استفاده نبود.
در آبان 1401 نیز گزارش شد که برای ادامه ساخت، 10 میلیارد تومان اعتبار اختصاص یافته و برای تکمیل پروژه به 20 میلیارد تومان اعتبار دیگر نیاز است. در همان گزارش، از پیشرفت حدود 85 درصدی پروژه و امکاناتی مانند سالن 530 نفره، کارگاههای تئاتر و اتاقهای مربوط به هنرمندان سخن گفته شده بود. پروژه در سالهای پایانی نیز برای رسیدن به بهرهبرداری کامل با مسئله اعتبار روبهرو بوده است.
اینجاست که داستان مجتمع فرهنگی هنری سرپلذهاب به داستان مالیات وصل میشود. پروژه به مرحله بهرهبرداری رسیده بود، اما برای تکمیل نهایی و تامین اعتبار موردنیاز، 10 میلیارد تومان دیگر نیاز داشت. اینجا طرح «نشاندار کردن مالیات» وارد ماجرا شد؛ سازوکاری که در آن، مودی میتواند در چارچوب ضوابط، محل مصرف مالیات خود را از میان پروژههای معرفیشده انتخاب کند و منابع مالیاتی به سمت پروژههای مشخص هدایت شود. بر اساس اعلام سازمان امور مالیاتی کشور، مودیان مشمول تبصره ماده (100) قانون مالیاتهای مستقیم که مالیات مقطوع اعلامی سازمان را میپذیرند می توانند محل هزینهکرد مالیات پرداختی خود را انتخاب کنند.
به زبان ساده، بخشی از مالیاتی که از فعالیت اقتصادی در کشور وصول میشود، اینجا قرار است به یک دارایی عمومی تبدیل شود؛ ساختمانی که قرار است سالن آن محل اجرای نمایش باشد، پلاتوی آن در اختیار گروههای هنری قرار بگیرد و فضاهای آموزشی و فرهنگی آن به کودکان، نوجوانان و هنرمندان شهر امکان فعالیت بدهد.
این همان نقطهای است که «مالیات نشاندار» از یک مفهوم بودجهای به یک تجربه قابل مشاهده برای مردم تبدیل میشود. وقتی بخشی از این منابع در قالب مالیات نشاندار به پروژهای مشخص اختصاص پیدا میکند، مسیر پول قابل مشاهدهتر میشود.
در سرپلذهاب، این مسیر حالا به یک ساختمان فرهنگی رسیده است؛ ساختمانی که قرار است صحنهای برای نمایش، محلی برای گردهمایی و فضایی برای فعالیت فرهنگی مردم شهر باشد.این همان جایی است که روایت مالیات از جدولهای بودجه جدا میشود و وارد زندگی روزمره میشود.
اما ارزش واقعی این روایت را نه مراسم افتتاح، نه تعداد میلیاردهای اختصاصیافته و نه درصد پیشرفت فیزیکی تعیین میکند. ارزش واقعی زمانی مشخص میشود که درهای مجتمع باز بماند، سالنها پر شوند، گروههای نمایشی روی صحنه بروند، نوجوانان و جوانان شهر در آن آموزش ببینند و فعالیت فرهنگی بتواند بخشی از اقتصاد محلی را به حرکت درآورد.
ارسال نظر